نگاهی به نشست خاتمی با تنی چند از نمایندگان مجلس

 

                                                                                   

                                      

                                                                                            فرشید شکری

 روز پنجشنبه هشتم مرداد، گروه سیاسی آفتاب از دیدار محمد خاتمی با تعدادی از نمایندگان مجلس ( اعضای فراکسیون خط خمینی ) خبر داد. بنا به گزارشات منتشره، رئیس جمهور سابق رژیم در آن نشست به اعضای فراکسیون گفت: « در فضای ناگوار موجود، باید از تلاش مجلس بطور عام و فعالیت های دلسوزانه و خیرخواهانۀ اقلیت مجلس بطور خاص تشکر کرد »! محمد خاتمی پس از تمجید از فعالیت های حاضرین، بر رسیدگی هرچه سریعتر جنایات اخیر در بازداشتگاهها و زندانها تأکید کرد و به اعضای این فراکسیون و همۀ نمایندگان مجلس پیشنهاد داد تا طرح تحقیق از پروسۀ برگزاری خیمه شب بازی انتخابات ریاست جمهوری را در دستور کار خود قرار دهند! گفتنی است ایشان با پناه بردن به سخنان خمینی مبنی بر جایگاه بالای مجلس، و اشاره به بندهائی از " قانون اساسی" در مورد اختیارات آن همچون استیضاح وزیران یا تفحص و تصمیم گیری دربارۀ صلاحیت و کفایت رییس جمهور، پیشنهادش را در آن جمع ارائه داد.

خاتمی بسان اغلب لیدرهای اصلاح طلب حکومت در خصوص رفتارهای نادرست بازجویان و زندانبانان با دستگیر شدگان اعتراضات اخیر هشدار داد و این نوع اعمال را غیر قانونی و به زیان نظام دانست! این چهرۀ شاخص رفرمیست های رژیم ( محافظه کاران لیبرال ) بعد از بیان چنین حرف هائی از اعضای فراکسیون پرسید: « چرا مجلس که باید در رأس امور کشور باشد اقداماتش نتیجه بخش نیست؟ چرا دست و بال هیئت منتخب مجلس را برای رسیدگی به فجایع این مدت بسته اند؟ و چرا حتی هیئت منتخب ریاست محترم قوۀ قضائیه که دو، سه هفته پیش تشکیل شد اجازه نیافته کاری صورت دهد » ؟!

نامبرده مثل دیگر مهره های رژیم ضمن التزام به ولایت فقیه افزود: « به هر حال با دستور مقام معظم رهبری در برخورد با مسائل و فجایع، موقعیت تازه ای پیش آمده است و واقعاً میباید ابعاد فاجعه را بررسی کرد و با عوامل آن برخورد جدی شود »! ریاست بنیاد باران در جهت جلب نظر مردم معترضی که از او و هم جناحی هایش فاصله گرفته اند، اینگونه به حوادث پس از انتخابات پرداخت: « خون هایی ریخته شد، به خانواده های فراوانی آسیب های روحی و مادی وارد آمده است. ملت مورد اهانت قرار گرفته است. رفتارهای بد و غیرشرعی، و غیرقانونی با مردم و بازداشت شدگان شده است که اینها همه باید ریشه یابی شوند و حقیقت برای مردم روشن گردد »! رییس باصطلاح موسسۀ بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: « برای ترمیم اعتماد مردم هر هزینه ای که پرداخت شود، زیاد نیست، با این حال اگر کسی از سر خیرخواهی پیشنهادی برای رفع ظلم و بازگرداندن اعتماد عمومی می دهد، با امواج تهمت، دروغ و نسبت های ناروا روبرو می گردد و اغواگران با امنیت خاطر به کارشان ادامه می دهند ». وی به منظور جذب آسیب دیدگان رخدادهای اخیر و وابستگان زندانیان اظهار داشت: « کفایت نمی کند تنها گفته شود یک بازداشتگاه غیر استاندارد تعطیل شد؛ غیر استاندارد یعنی چه؟ یعنی مثلاً هواکش آن درست نبود یا دستشویی هایش تمیز نبود؟ خیر جنایت هایی رخ داده، جان هایی باخته شده و رفتارهای ناشایستی با زنان، مردان و جوانان عزیز شده است که وقتی در زندان های بیگانگان ( کشورهای دیگر ) مشاهده می گردد، همگان برآشفته می شوند و فریاد میزنند »!

محمد خاتمی بعنوان کسی که سالیان سال جزو مقامات بلند پایۀ جمهوری اسلامی بوده و به سبک و سیاق حاکمیت در برچسب زدن به مخالفین آشنائی کامل دارد، در ارتباط با اتهاماتی که از سوی جناح مسلط و برخی از رسانه های وابسته به ولایت فقیه و سپاه پاسداران به چهره های سیاسی بازداشت شده (همفکرانش) زده اند، گفت: « اگر جرمی هست اولاً مدارک دقیق و روشن باشد، و نه شایعه یا ادعا بر مبنای اعترافات اخذ شده. در مرحله بعد هم یک دادگاه صالح و علنی آنهم با حضور هیئت منصفه و وکلای متهمین باید به این اتهامات رسیدگی کند »! او در بخش دیگری از سخنرانیش اینچنین به تظلم خواهی پرداخت: « در این مدت ببینید تا چه حد علما، شخصیت های موجه، نخبگان و مردم مورد اهانت قرار گرفتند».

مردم ایران فراموش نکرده اند در دورۀ اول ریاست جمهوری خاتمی چه حملۀ ددمنشانه ای توسط عوامل سرکوبگر رژیم به دانشجویان بی دفاع در کوی دانشگاه صورت گرفت و یا در آذر ماه سال 1386 به چه نحوی جمع کثیری از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب بازداشت و روانۀ زندانها شدند و تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفتند. آنچه مایۀ تعجب و تحیر است، اینست که خاتمی فقط در رابطه با آخرین یورش لباس شخصی ها به خوابگاه دانشجویان دهان به انتقاد می گشاید و در مقام یک مدعی العموم می گوید: « با همه این اوصاف می ‌بینیم که از بررسی مسئله ای مثل یورش وحشیانه به خوابگاه دانشجویان یا وضعیت زندانیان توسط مجلس ممانعت می‌شود، این یعنی انحراف در نظام ».

محمد خاتمی با بیان مجدد وفاداریش به رژیم ضد کارگری، ضد زن و ضد بشری حاکم و هشدار نسبت به عواقب سیاست های طرف های مقابل سعی کرد تا دسته ای دیگر از نمایندگان منتقد احمدی نژاد [از جناح محافظه کار] در مجلس را متأثر سازد. وی ابراز داشت : « ما دلمان برای انقلاب، و نظام و اصول و ارزش‌های آن که متاسفانه مورد تعرض قرار گرفته است و اندیشه‌های امام، و اصول و معیارهایی که قانون اساسی بیانگر آنهاست می ‌سوزد و معتقدم با آنچه شد و می ‌شود هم نظام، و هم مردم زیان خواهند دید ».  با پایان یافتن نطق خاتمی، شرکت کنندگان در تجمع مذبور حول و حوش وقایع بعد از انتخابات توضیحاتی دادند و در تأیید حرفهای چرند رییس جمهور سابق رژیم، آسیب دیدن " اعتماد " مردم به حاکمیت را محصول بی تدبیری ، بی ‌تحملی‌ و عدم توجه به خواست مردم دانستند! محمد رضا تابش دبیرکل فراکسیون نیز از تشکیل کمیته ویژۀ بررسی وضعیت بازداشت ‌شدگان، طرح سئوال از وزیران ذیربط، جلسات متعدد با رییس مجلس شورای اسلامی و دادستان کل کشور، درخواست از رییس قوه قضاییه جهت بازدید از بازداشتگاهها، تحقیق از وضعیت زندانیان و پیگیری آزادی آنها سخن راند!

 

با نگاهی گذرا به سخنرانی خاتمی در جمع اعضای فراکسیون و حتی گفته های تک تک عناصر صاحب نام رژیم [از هر دو جناح] می شود به سهولت دریافت که رهبران ریز و درشت حاکمیت می خواهند از هر راهی و به هر نحو ممکن تقابلات داخلی را بنفع جبهۀ خود تمام کنند. خیزش مردم ستمکش ایران بعد از کودتای انتخابات دور دهم که اینک بطرز روشنی از سیطره و کنترل رفرمیست ها خارج گشته و بر له کل حاکمیت در جریان است ضمن بالا بردن سطح اختلافات رهبران رژیم و واداشتن جریانات بورژوایی داخل و خارج کشور برای کوبیدن مهر خود بر تحولات آتی، قطب های امپریالیستی را هم به تفکر بر روی مسائل داخلی ایران فرو برده است.  با فاکتور گرفتن از اینکه طیف های ملون اپوزیسیون متعلق به گرایش راست جامعه به کدامین تاکتیک های سیاسی در این برهه متوسل می شوند یا کشورهای پرقدرت غربی با توجه به سیر رویدادهای ایران چه سیاست هائی را در تعامل با جمهوری اسلامی درپیش می گیرند، میباید این واقعیت را بازگو کرد که خاتمی و بقیۀ چهره های برجستۀ اصلاح طلب رژیم عمیقاً به صرافت افتاده اند تا در جدال با جناح ولی فقیه و سپاه پاسداران نه تنها سهم ضایع شدۀ خود از قدرت را بازستانند بل آتش جنبش توده ای حاضر را مهار کنند و شعله هایش را فروبنشانند.

دیدار خاتمی با نمایندگان فراکسیون خط خمینی در مجلس، عیادت و دیدار میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی از خانواده های جانباختگان و دستگیر شدگان، فراخوان برای گرد آمدن برسر مزار جانباختگان و...، تحقیقاً برای رسیدن بدین اهداف استراتژیک ترتیب داده شدند. هاشمی رفسنجانی هم بمثابه یکی از ستون های حاکمیت و از رهبران پراگماتیست نظام که در چند سال اخیر کم لطفی های زیادی را متحمل شد و قربانی نقشۀ یک کاسه شدن قدرت توسط مثلث ولایت فقیه، سپاه پاسداران و تندروهای رژیم امثال مصباح یزدی گردید، برای راه یابی به جایگاه سابقش و نجات رژیم از سرنگونی، در اتحادی اعلام نشده با اصلاح طلبان حکومتی به کار و فعالیت خود اشتغال دارد.

از سوی دیگر جناح خامنه ای و سپاه پاسداران به انضمام استمرار بخشیدن به حمایت هایشان از احمدی نژاد که به مفهوم بی رغبتی آنان به دادن هرگونه امتیازی به جناح مقابل است، با جدیت تمام در پی رها ساختن حاکمیت از موقعیت دشواریند که دچارش شده است. آنها هم به اقسام حیله ها متوسل گشته و میشوند تا به خیال خود این شرایط سخت را عقب بزنند. یکی از ترفندهای تازۀ اینان روکردن تضادهای عادی درون جناحی و جنجال آفرینی حول آن اختلافات است. جناح مذبور با بزرگ نمائی این جنگ زرگری که مواردی از آنرا مانند حکم حکومتی عزل " رحیم مشایی" معاونت ریاست جمهوری، برکناری "محسنی اژه ای" وزیر اطلاعات و حذف " صفار هرندی" وزیر ارشاد به نمایش گذاشتند، توأم با اینکه می خواستند افکار توده های ناراضی را از اختلافات بسیار حاد و لاینحلی که در سطوح بالای رژیم بروز یافته دور نگه دارند، همچنین بنا داشتند از طریق این ناسازگاری ظاهری مردم را سرگرم سازند تا شاید برای مدتی از اعتراضات خیابانی احتراز کنند. لیکن حربۀ آنان ثمری درپی نداشت و همزمان با مراسم تنفیذ حکم دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد که رفسنجانی، خاتمی، موسوی و کروبی به نشانۀ اعتراض به جناح مسلط و شخص خامنه ای در آن مراسم شرکت نکردند، هزاران نفر در مناطق مختلف تهران بدون واهمه از سرکوب و وحشیگری نیروهای مزدور و جنایتکار رژیم تجمعات اعتراضی برپا کردند. در روز چهارشنبه چهاردهم مرداد ماه نیز به هنگام مراسم تحلیف احمدی نژاد در مجلس شورای اسلامی، مجدداً توده های ناراضی به خیابانهای تهران ریختند و دست به تظاهرات زدند.

 

شدت گیری جنگ جناح های موسوم به اصولگرا و اصلاح طلب برسر تصاحب نهاد اجرائی، پست های مدیریتی کلان و نحوۀ ادارۀ کشور در راستای حفظ نظام، درجۀ نابسامانی وضعیت جمهوری اسلامی را در این مقطع نمایان می سازد. این وضعیت قبل از آنکه محصول جنگ تاریخی کسب قدرت و مقام طلبی طرفین باشد در حقیقت نتیجۀ بحران های دنباله دار اقتصادی و سیاسی ای است که در طی این سه دهه گلوی نظام را بسختی فشرده اند. اگرچه جناح های رژیم در این سی سال راههای معتنابهی را محک زدند، با این تفاصیل به دلایل متعددی که برشمردن آنها از حوصلۀ این گفتار خارج است، آن سیاست های راهبردی یعنی طرح توسعۀ اقتصادی منطبق با نسخه های مراکز مالی بورژوازی، برنامۀ رفرم و توسعۀ سیاسی همراه با " دیالوگ" ، و پادگانی کردن کشور همپای برانگیختن احساسات ملی نه جوابگو بودند، نه حلال مشکلات شدند و نه منفذی در این بن بست ایجاد کردند. عدم کارآئی راهکارهای گوناگون نظریه پردازان و متفکرین رژیم در حل این آشفتگی ها و برآمد کنونی میلیونها انسان ستمدیده دو سازۀ اصلی در اوجگیری نبرد و کشمکش جناح های رژیم با یکدیگر، و عمیقتر شدن شکاف در سیستم می باشند و برخلاف گفته های رفسنجانی مبنی بر اینکه هیچ اختلافاتی در میان رهبران حکومت نیست، درگیری میان بال های ارتجاع حاکم [ برسر کسب قدرت و راههای رهایی رژیم از بحران های داخلی و خارجی] دامنه دارتر شده است. اینروزها در ایران از آن ثباتی که خود حکومتگران ادعا می کردند و مفسران و تحلیلگران دول قدرتمند جهان عنوان می داشتند، دیگر خبری نیست. مشخصه های عینی اوضاع سیاسی کشور همانا تداوم جنبش توده ای علیه کل حاکمیت و حادتر شدن منازعات درون حکومتی به ما می گویند که در صورت همیاری جنبش کارگری و سایر جنبش های پیشرو اجتماعی، پیروزی قیام آزادیخواهانۀ مردم و اضمحلال رژیم اسلامی- سرمایه داری ایران قطعی خواهد بود.

 

                                                 05/08/2009

  

 

 

 

 

 

 مافی بڵاوکردنه‌وه‌ی ئه‌م بابه‌ته‌ بۆ مالپه رى ئاشتي پارێزراوه‌ ، به‌‌ هێنانی ناوی سه‌رچاوه‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌م بابه‌ته‌ ئازاده‌

هرگونه‌ کپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است

Home