|
|
|
نوروز خونین سنندج (بهار 1358 خورشیدی )
قیام خونین 57 خورشیدی که در نتیجه مبارزات توده های بجان آمده از رژیم سلطنتی و پا بمیدان گذاشتن توده های وسیعی که با امید و آرزوی آزادی و رفاه و آسایشی بیشتر در مقابل گلوله های رژیم استبدادی تا دندان مسلح شاهنشاهی ودم ودستگاه سرکوب وساواکش ایستادگی و رژیم سلطنت را به زباله دان تاریخ سپردند ، دیری نپائید که بر رنج و تلاش و آزار مردم در پوشش توهم مذهبی ، رژیمی و جمعی سوار بر مسند قدرت گشتند که اینبار درزیر لوای اسلام و بزور و فشار و عوامفریبی ،مردم بمیدان آمده و در صحنه را به خانه ها بازگرداندند و پایان راه را اعلام و در واقع دم ودستگاه سرکوب را دو دستی تحویل و در حقیقت امر ادامه دهنده راهی گشتند که رژیم سلطنت از پس آن بر نیامده بود و آنهم سرکوب مبارزات مردم متشکل در شوراها و تشکلهای صنفی و خاص خود برای متحقق نمودن آرمانهای انسانی شان . درهمان آغاز کارشان با تهدید ومرعوب نمودن مردم و حتی بهر شیوه ای متوسل شدند تا شوق واشتیاق و شور انقلابی و ....را در نطفه خفه کرده تا بتوانند پروژه ضد انقلابی خود را به کرسی نشانده و همانطور که شد با استفاده از توهم مذهبی� جامعه ما را به عهد عتیق باز گرداندند و تا حدودی در این زمینه موفق شدند با توطئه و کمک دول غربی برای جلوگیری از گسترش رو به رشد جامعه ، این هیولا رابر مردم ایران و جامعه به فوران آمده تحمیل نمایند و در مسیر محکم سازی خود سد و موانع فراوانی بر سر راه داشتند که میبایست از آنها گذر کنند ، و شاهد بودیم از سرکوب و ارعاب و وحشت آفرینی دریغ نورزیدند ، از جمله سرکوب مبارزات و اعتراضات ماهیگیران بندر انزلی در شمال ایران و یا در هم کوبیدن فضای آزاد سیاسی در منطقه ترکمن صحرا و کشتار نمایندگان واقعی خلق ترکمن در شوراهای واقعی شان ، فشار بر دانشگاهها و تحمل نکردن ادامه مبارزه و فضای باز سیاسی در کردستان و شکل گیری شوراهای شهرها و شوراهای زنان ، معلمان و پرستاران و .....بخصوص در شهر سنندج که در حدود 40 روز پس از قیام 22 بهمن 57 برایشان قابل تحمل نبود و با توطئه و دو دستگی از طریق؛ نماینده امام ؛ در شهر سنندج شخصی معلوم الحال بنام صفدری و مماشات و خیانتهای احمد مفتی زاده که خود را نماینده اهل تسنن میدانست وبا تائید جمهوری اسلامی شرایط بحرانی را دامن میزد و نگران از اینکه کردستان از کنترل آنها خارج است و نتوانسته اند همچون دیگر نقاط ایران بر آن کنترل داشته باشند ،به هر حیله ونیرنگی متوسل میشدند از جمله فرستادن هواپیمای جنگی بر فراز شهرها و شکستن دیوار صوتی برای ایجاد رعب و وحشت که بر فراز شهر سنندج در همان اوان سال جدید ونوروز 58 و توطئه ماموران مستقر در محلی بنام باشگاه افسران در مرکز شهر و با همکاری با پادگان فضائی آفریدند که شورای شهر وارد ماجرا شد و برای خنثی نمودن این توطئه ها با پیام و سخنان غرا و بجای سخنگوی شورای شهر رفیق جانباخته و آژیتاتور خوشنام و محبوب� صدیق کمانگر و پشتیبانی وحمایت مردمی حرکت توطئه گرانه رژیم تا حدودی خنثی ، هر چند که با توپ باران ، راکت و خمپاره باران و شکستن دیوار صوتی هواپیما های جنگی غول پیکر خسارات جانی و مالی فراوانی بداخل شهر و خانه های اطراف پادگان وارد و کشته ومجروح شدن جمع زیادی انجامید . البته تعداد کشته و زخمی دقیق و آمار تلفات زیاد بودند که گویا از آن ماجرا بولتنی که از جانب سپاه پاسداران ماهانه و یا فصلی در شماره ( شهریور/مهرماه 59 ) از تلفات حدود 700 تا 1006 نفر از مردم بیدفاع و 36 نفر از نیروهای ارتش و سپاه و بسیج گزارش شده که صحت وصقم آن معلوم نشد .این فاجعه ضد انسانی رژیم در اولین گامهایش در شهر سنندج روی داد که بلافاصله با آمدن اکیپ های نمایندگان از جانب رژیم و سرازیر شدنشان به سنندج بقول خودشان برای روشن شدن ماجرا که آمدن هیئت دولت به رهبری طالقانی یکی از این اکیپ ها بود و در چند روز اقامتشان در شهر سنندج و دیدار با نمایندگان مردم و شورای شهر و دیدارهای فرمالیته از بیمارستانها و محلات آسیب دیده توسط راکت باران و......و همچنین دیدار بامقامات حکومتی در پادگان بدون اعلام نتیجه بکار ماموریتی خود پایان دادند ، ولی بیاد دارم در یکی از صحبتها و اظهارنظرهای طالقانی با کینه ورزی دلیل حرکت را بقول خودش به جوجه کمونیستها ربط میدهد و...... در آن دوران از این دست هیئت ها و فرستاده های رژیم کم نبودند که مدام در رفت و آمد بودند و همیشه هم در پی فرصتی برای توطئه و خرابکاری بودند . از آن دست صحبت ها که در بالا بدان اشاره شد که طالقانی مطرح کرد کم نبودند وحتی اظهارمیداشتند آشوب بپا میکنند تاامنیت برقرار نشود و از نظرکاربدستان رژیم امنیت وآسایش اسم رمز قبول بی چون وچرای رژیمشان بود که هرگزدر کردستان برایشان میسر نشده ونخواهد شد . فضای باز سیاسی و مبارزاتی در کردستان و بخصوص در سنندج بحدی خوب پیش رفت داشت که ادامه همین مبارزه آزادیخواهانه وانقلابی رادر 31 سال اخیر در پی داشته و هرچه پا پیش گذاشته و جلو رفته شفاف تر بی توهم تر و انقلابی تر به رژیم و جریانات ارتجاعی مذهبی پیش رفته� و امروز این جنبش در کنار مبارزات توده ای ، جنبش رهائی زن ، جنبش دانشجوئی و جنبش کارگری که منشا و محرک تمام جنبشهای آزادیخواهانه دیگر خواهد شد ،جنبش انقلابی کردستان را تنهارها نکرده و تنگاتنگ هم فضائی میافرینند تا دنیائی آزاد و برابر و در شان انسان را نویدگر باشند . در خاتمه لازمست یادآور شوم که یاد همه عزیزانیکه در نوروز خونین سنندج در سال58 جان باختند را گرامی میداریم و در کنار تمام جانباختگان راه آزادی در فردای آزادی نامشان و خاطره شان گرامی داشته خواهدشد و جاودان خواهد ماند .
بهار 1389 خورشیدی اردشیر نصراله بیگی
|
هرگونه کپی برداری یا استفاده از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است