تقدیم به‌ روز مادر

 

آخرین یکشنبه‌ ماه‌ مای در سوید بعنوان روز مادر ثپت گردیده‌، مطلب زیر از کردی ترجمه‌ شده‌.

 

 

نوشته‌های متنوعی را خواندم، به‌ فرهنگ لغتها سر گشیدم تا کلمه‌ای را بیابم که‌ قدوقامتش بسان قدوقامت مادر باشد.

 

متئاسفانه‌ چنین کلمه‌ای را نیافتم. ناچار به‌ فرهنگخانه‌ درونم پناه‌ بردم کلمه‌ شایسته‌ای را پیدا کردم، این کلمه، کلمه‌‌ حیات است. حیات نه‌ آن حیاتی که‌ در جوار هر خانه‌ای وجود دارد.

 

حیات: زمانیکه‌ نور خورشید از منبع خویش جدا میگردد رنگی سرخ و ماهیت گرم دارد. کم کم از رنگ و ماهیت آن کاسته‌ میشود و به‌ مرحله‌ نیستی میرسد، این تغیر و تحول حاصل جدا شدن از دامن مادر است

 

سیبی، اناری، خوشه‌ی انگوری که‌ به‌ شاخه‌ء خویش متصل میباشند، رنگی زیبا و بویی معطری دارد، به‌ محض اینکه‌ از شاخه‌ جدا گردید، از شفافیت رنگ و از عطر آن کاسته‌ میشود، علت این تغیرات جدا شدن از پیکر مادر است

 

یک ماهی که‌ در آب زندگی میکند، آب جویبار کوچکی باشد یا دریاء بیکران، ماهی در آن شاد و سر مست میباشد، همینکه‌ از

آب جدا گردید پس از چند لحظه‌ با چشمانی باز به‌ جهان نیستی میرسد. علت بری گشتن از آغوش مادر است

 

همه‌ اینرا دیده‌ایم که‌ اردکی چند جوجه‌ خویش به‌ کنار رودخانه‌ای میبرد و کم کم آنها را وارد آب مینماید تا رقص آب را به‌ آنهاد بیاموزد، بعضی وقتها در جریان تند آب یکی از جوجه‌ها گیر میافتد و قدرت نجات خود را  ندارد و‌ ترس و لرز بر او غلبه‌ میگردد، در این هنگام مادر فرا میرسد، او را بر پشت خویش مینهد، جوجه‌ خیره‌کنان بر‌ امواج میگوید: شما بودید میخواستید مرا غرق نماید؟ حال بیائید به‌ کشتی امواج شکن من بنگرید. این هم از قدرت مادر است

 

مادر هم ناجی است هم منشاء حیات

تصویر از انترنت

 

زندگی پرستوها بهترین نمونه‌ منشاء حیات از جانب مادر است، پس از آنکه‌ هوای بهاری عرصه‌ را بر برف زمستانی تنگ نمود، دو پرستو کوچک به‌پرواز در میآیند و میروند بالهای نازگ خویش خیس کرده‌ و با منقار باریک خویش هم مقداری گل برمیدارند، با بالها گوشه‌ء کوچکی از بالای دیوار دالانی را خیس نموده‌ و سپس گل را به آن ‌ میچسپاند، با رفت و برگشتهای مکڕڕ خانه‌ء‌ کوچک و محکمی بنا میگردد، با گیاه‌ نرم فرش میشود، ایام تخم گذاری برای پرستو ماده‌ فرا میرسد، پس از مدتی در اثر گرمای بدن پرستو چند پرستوء کوچلو سر از تخمها بیرون میآورند‌ و با داد و فریاد خواستار غذا میشوند، پرستوها مطیع و فرمانبردار برای تهییه‌ غذا پرواز مینمایند، مدتی به‌ این کار ادامه‌ میدهد، به‌ محض اینکه‌ جوجه پرستو‌ها  کمی رشد نمودند، بدون اظهار تشکر از خانه‌ فرار کرده‌ و به‌ حیات خویش ادامه‌ میدهند.          این هم پاداش مادر است

 

این بود قسمتی از رنج مادر در حیاتء موجودات اطراف ما، حال به‌ شرح رنج مادر در حیات خویش بنگریم.

 

در جامعه‌ انسان، مادر مدت نو ماه‌ و نو روز بچه‌ را در بطن خویش پرورش میدهد، در این مدت خوراک بچه‌ از بدن مادر مهیا میگردد، در اثر تغذییه‌ بچه‌، مادر ضعیف و ضعیفتر میشود، بعضی وقتها به‌ مریضی هم میرسد. پس از مدت مذکور بچه‌ خواهان زندگی مستقل به‌ خود میگردد، برای انجام این کار مادر در و رنج بسیاری ولی با فراغت و شادی وافری را تقبول مینماید، بچه‌ هم به‌ آرزوی خویش میرسد. بعضی از بچه‌ها آنقدر عجول هستند که‌ تحمل 9 ماه‌ 9 روزه‌ را ندارند و با سن 7 ماهگی‌ به‌  زندگی مستقل نائیل میگردند. خود بنده‌ یکی از آن افراد عجول هستم.

 

در این روز یادگار،  میگویم :           زنده‌ باد روز مادر !

در این مکان دور از او، میگویم :       زنده‌ باد، یاد مهربان پدر !     

 

 

 

 

  26/5/2010     

پرسیار و وه‌ڵام

 

دایه‌ له‌ مێژه‌ هه‌ستاوم

له‌ ژوور سه‌رت راوه‌ستاوم

پرسیارێکم هه‌یه‌ لێت

وه‌ڵام ده‌وه‌ با بزانم

 

بۆ ئه‌مرۆ گودیست بۆ بستێنم

یا گوڵێکی سوور،

یا ماچێکت لێبستێنم

وه‌ڵام ده‌وه‌ با بزانم

 

دایک:

وه‌ره‌، وه‌ره‌ با له‌ ئامێزت گرم

نه‌ هیچم بۆ بستێنه‌،

نه‌ هیچت بۆ ئه‌ستێنم

ئه‌وه‌ وه‌ڵام چاوه‌کانم

 مای2003

Dialog

 

Hej mamma, titta på mig

jag står vid din säng

och har en fråga till dig

snälla mamma, svara mig

 

Jag vill göra en sak för dig

köpa godis eller rosor

eller pussa dig?

snälla mamma, svara mig

 

Mamman:

 

Kom, kom till mig

köp ingen åt mig!

Jag vill ej heller

köpa något till dig

men jag vill krama dig.

 

 

maj 2004

 

 مافی بڵاوکردنه‌وه‌ی ئه‌م بابه‌ته‌ بۆ مالپه رى ئاشتي پارێزراوه‌ ، به‌‌ هێنانی ناوی سه‌رچاوه‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌م بابه‌ته‌ ئازاده‌

هرگونه‌ کپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است

Home