شاهدان عینی جنایات جمهوری اسلامی در کردستان ـ ویدیو

shahedan52545

چند شاهد عینی از جنایات فجیع رژیم جمهوری اسلامی  کە با دستور خمینی و فتوای جهاد وی بە  روستاهای قارنا، قلاتان، هندرقاش وسوکند، خانەجوی، سرچنار، سوزی و قرەگول یورش آوردند و مردم زیادی اعم از زن و بچە و پیر و جوان را  قتل عام کردند. ماجرا را از زبان شاهدان عینی بشنوید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عمر کریمی اهل روستای قارنا، شاهد عینی جنایت رژیم اسلامی در قارنا

ماجرا از این قرار بودە کە بعد از اینکە نیروهای نظامی جمهوری اسلامی بە روستای قارنا یورش میبرند و در مزارع کشاورزی مردم بی دفاع زیادی را قتل و عام میکنند، عدەای هم بە طرف روستا میروند، چون با خیال خودشان آنجا امنتر بودە، ولی در داخل روستا نیز با رگبار گلولە پاسدارها روبرو میشوند.

بچە کوچکی بە نام همزە کە با گلولە پاسدارها زخمی شدە بودە و کسی بە نام سید فتاح او را در جادەای میان زمینهای روستا پیدا میکند و میخواهد برای مداوا تحویل پدر و مادر بچە بدهد، وقتی کە بە روستا برمیگردد، مادر بچە با نام حاجی زن کە میفهمد بچەاش زخمی شدە  با داد و فغان از خانە بیرون میاید، ولی پاسدارها کە آنجا حضور داشتند، قبل از رسیدن مادرش بە بچە، وی را بە رگبار گلولە میبندند و همانجا بە شهادت میرسانند، پدر بچە با نام حاجی رحمان کە با صدای همسرش از خانە بیرون میاد، وی را نیز بە رگبار گلولە میبندند، پسر کوچک حاجی رحمان و برادر بزرگتر همزە بە اسم عثمان نیز کە بە خاطر پدر و مادر و برادرش از خانە بیرون میاد، بە رگبار گلولە میبندند، بعد از این سید فتاح را کە همچنان بچە را بر دوش داشت نیز بە رگبار میبندند و بە اینصورت همە را در چند ثانیە بە شهادت میرسانند. ملای آبادی قرآن را باخود میبرد و التماس میکند کە بە خاطر این قرآن این مردم بیگناه را نکشید، ما چە گناهی کردەایم، ما هم مثل شماها مسلمانیم، بعد از این حرفها، ملای آبادی را با خود بە انتهای روستا و جلو در خانە مام جسیم بردە بودند و او را نیز با رگبار گلولە بە شهادت رساندە بودند و بعدا سرش را از تنش جدا کردە بودند، زنها و بچەهایی کە اونجا بودند همە دیدە بودند کە سر ملا را با تبر و چاقو از تنش جدا کردە بودند، چون جنازە ملای آبادی را هنگامی کە پیدا کردیم و بە خاک سپردیم ، بدون سر بود. بعد از این کشتار جنازەها را جمع کردە بودند و بە مناطق دیگر برای ترساندن مردم بردە بودند و در ادامە همە را در ماشین زبالە نقدە ریختە بودند و بە درەهای اطراف پرت کردە بودند و ماشینهای زبالە هم زبالەهای را بر روی آنها ریختە بودند. بعد یکی از رانندەهای ماشین نزد یکی از روحانیان روستاهای اطراف میرود و جای جنازەها را بە شرط اینکە اسمی ازش نبرند میگوید. بعد از چند روز ما توانستیم جنازەها را از زیر زبالەها بیرون بیاوریم ولی بوی جنازەها از 2 کیلومتری بە مشام میرسید، کرمها را با دست از روی جنازەها کنار میزدیم و تنها از روی لباسها میشد فهمید کە جنازە هویتش کیست؟ مثلا با لباس ملای آبادی فهمیدیم کە او ملای آبادیست، پارچە هم پیدا نمیشد، جا نمازهای مسجد را برای جمع آوری استخوانهای بدنشان بردیم ، چون گوشتشان با زبالەها قاطی شدە بود یا کرم خوردە بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

افسر سالک ـ شاهد عینی

ساعت 7 صبح یک نیروی مجهز جمهوری اسلامی بە روستاهای سرچنار، سوزی و قرەگول یورش آورد. اگر کسی میتوانست بە طرف روستای حاجی لک  فرار کند، فرار میکرد و نجات میافت. بقیە هم در روستاها ماندند، بعد ماموستا ملا علی گفت ما عدەای از ریشسفیدان آبادی قرآن را با خود میبریم و بە طرف نیروهای جمهوری اسلامی میرویم شاید بە ما رحم کنند، آنها اسلامی هستند و ما هم مسلمانیم، شاید بە خاطر این قرآن بە ما رحم کنند. وقتی نیروها وارد آبادی شدند و آنجا را محاصرە کردند، ملای آبادی و دایی من هم کە ملا بود و قرآن در دست داشتند، قرآن را از آنها گرفتند و پارە کردند و انداختند روی برف. بعد از این حرکت پاسدارها تمام زن و بچەها شروع کردند بە التماس و گریە کردن. آنها نیز بدون توجە بە هیچ چیزی 17 ـ 18 نفر را در مسجد با قنداق و لگد کتک کاری کردند.

بعد از یک هفتە کە جنازەها را بە ما دادند، هیچ مردی نماندە بود کە تراکتور را برای تحویل گرفتن جنازەها براند. تنها یک دختر میتوانست کمی با تراکتور رانندگی کند و تنها پیرمردی سالخوردە ماندە بود کە با ما بیاید و جنازەها را برای ما تحویل بگیرد. بە روستای کلبە رضاخان رفتیم و با سە بار توانستیم همە جنازەها را با تراکتور بە آبادی خودمان منتقل کنیم، زیرا جنازەها در برف یخ زدە بودند و نمیتوانستیم همە را یکجا در پشت تراکتور جا دهیم، هر بار چند کسی را در تریلی پشت تراکتور می انداختیم  و بە آبادی میاوردیم، تمامی مردم آبادی دچار حالتی عجیب شدە بودند و بجای گریە کردن در جلوی تراکتور رقص و پایکوبی میکردند. بعد جنازەها را بردیم بە مسجد آبادی (قرەگول) و تا یک هفتە هر کسی چراغ یا هر چیزی کە داشت بە مسجد آوردە بود در کنار و مابین شهدا گذاشتە بود، تا یک هفتە تمامی  زنها و بچەها شب و روز سرشان را کنار جنازەهای خودشان میگذاشتند و طاقت رفتن بە منزل را نداشتیم. همە حالت عادی خودشان را از دست دادە بودند.

بعد ا ز یک هفتە کاک مولود کە چشماش هم خوب نمیدید آمد و جای قبرها را برای ما مشخص کرد و ما زنها و دخترها هم کە صاحب جنازەها بودیم خیلی با زحمت یخها را میشکستیم یا آتش  روشن میکردیم تا یخها آب شود و بتوانیم آنجا  قبرها را بکنیم، با ملغە و پتک آهنی یخها را میشکستیم، روزی 3 نفر را میتوانستیم بە خاک بسپاریم، من در هنگام کندن قبر دو بار زبانم لال شد. اگر شرع اسلام و قانونهای جمهوری اسلامی میگویند کە شستن مردان توسط زنها حرام است، اما تمامی این شهیدان را زنان شستند و تلقین دادند و بە خاک سپردند، چون همین 18 نفر مرد در روستای قرەگول ماندە بودند و آنها هم شهید شدە بودند و کسی نماندە بود کە بیاید و این شهدا را برای ما بە خاک بسپارد، حتی در هنگام شستن خودمان گلولە ها را از بدنشان بیرون میاوردیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مولود چوپانی ـ  شاهد عینی

ساعت 4 صبح  نیروهای نظامی بە روستاهای  هیندرقاش، وسوکند و خانە جوی حملە کردند و تا هوا روشن شد همە باغها و کوچەهای روستاها را محاصرە کردند. بعد از روشن شدن هوا در روستای هیندرقاش مردم را جمع کردند و در داخل مسجد زندانی کردند و بعد از این بدون هیچ سٶال یا جوابی و هیچگونە محاکمەای همە را قتل و عام کردند و بە این ترتیب در همان مسجد تقریبا 50 نفر قتل عام شدند. بعد تعدادی از خانەهای آبادی و زمینها را بە آتش کشیدند.  در روستای وسوکند نیز مردم را جمع کردە و در داخل مسجد بە ستون میبستند و کتک کاری میکردند، تقریبا چهل نفر را بە شیوە ای شکنجە دادە بودند کە بعضی ها خودشان را خیس کردە بودند و یا بیهوش شدە بودند و بعد در روستای خانەجوی نیز بە همین صورت ادامە دادە بودند و یک نفر راهم در باغهای اطراف کشتە بودند

 

diarunadiar.net

 مافی بڵاوکردنه‌وه‌ی ئه‌م بابه‌ته‌ بۆ مالپه رى ئاشتي پارێزراوه‌ ، به‌‌ هێنانی ناوی سه‌رچاوه‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌م بابه‌ته‌ ئازاده‌

هرگونه‌ کپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است

Home