|
|
|
شانزده آذر امسال و اهمیت اتحاد چپ جنبش دانشجویی سیروان پرتونوری جنبش چپ دانشجویی در طول سابقه مبارزاتی خود بر علیه دو حکومت پهلوی و اسلامی یکی از پیشرو ترین و رادیکال ترین جنبش های اجتماعی در ایران بوده است و بنوبه خود سهم بسزایی به روی دیگر جنبش های اجتماعی ایفا نموده و در طول دوران حاکمیت رژیم اسلامی از جمله جنبش هایی بوده که در مقاطع مختلف موضع رادیکال و پیشروی را اتخاذ کرده و دیگر جنبش های اجتماعی از جمله جنبش کارگری و زنان را تحت الشعاع شعارهای رادیکال خود قرار داده است. 16آذر روز دانشجو است، هر ساله جنبش دانشجویی در این روز به مصاف دولت های حاکم می رود و خواست و مطالبات بر حق خود را در این روز بیان میکند و برای تحقق خواست و مطالبات سیاسی و صنفی خود مبارزه میکند.16 آذر از دوران حکومت پهلوی تا به این روز به نماد مبارزاتی این جنبش تبدیل شده است و دانشجویان آزادی خواه در این روز شعارهای خود را بلند کرده و برای تحقق آنان به مبارزه بر میخیزند.اما برگزاری مراسم های شانزده آذر روز دانشجو از سال 82 به این سو رنگ و بوی دیگری را به خود گرفته است و افق نوینی را رو به جنبش دانشجویی گشوده است. به دنبال سر کار آمدن رژیم اسلامی،این رژیم در اوایل حاکمیت سیاه خود همانطور که میدانیم از ترس و هراس نفوذ چپ در درون دانشگاهها ی ایران به ذلت آمده بود و برای از بین بردن این گرایش رادیکال و سوسیالیستی از هرگونه اعمال ضد انسانی دریغ نمیکرد .رژیم که از حضور کادرهای چپ و سوسیالیست در درون دانشگاههای ایران هراس و وحشت داشت برای چاره جویی از این وضعیت،به قول خود به انقلاب فرهنگی دست زد و تعداد زیادی از اساتید و دانشجویان چپ و سوسیالیست را از درون دانشگاههای ایران اخراج و وروانه شکنجه گاههای خود کرد و تعداد زیادی از آنان را نیز به بالای چوبه دار برد تا شاید توانست از این طریق صدای آزادی خواهی و برابری طلبی را در درون دانشگاههای ایران خفه کند. این حرکت رژیم اسلامی نه تنها گرایش سوسیالیستی جنبش دانشجویی را از بین نبرد بلکه بیش از هر زمان دیگری حس انقلابی گری و زنده نگه داشتن این گرایش رادیکال را در درون انسانهای آزادی خواه و برابری طلب به عنوان تنها راه رهایی بشریت از یوغ ستم و نابرابری سرمایه داری اسلامی تازه به دوران رسیده را زنده نگه داشت.رژیم اسلامی که نتوانست به طور کل این گرایش را در درون دانشگاههای ایران از میان بردارد به تشکیل انجمن های اسلامی دست زد تا شاید از این طریق امکان داشته باشد جا پای این گرایش رادیکال و سوسیالیستی را تهی کند.رژیم اسلامی در طول دوران حاکمیت خود با مبارزات رادیکال دانشجویان روبه رو بوده است و دانشگاه را زنگ خطری برای موقعیت کل سیستم رژیم دانسته است و از هر امکانی برای سرکوب این صدای آزادی خواهانه دریغ نکرده است.رژیم برای این که این گرایش را تضعیف کند همه امکانات مادی و معنوی را در اختیار تشکل های اسلامی و ارتجاعی خود می گذاشت تا شاید بتواند مبارزات دانشجویان آزادی خواه را به بیراهه ببرد و آن را از محتوای انقلابی و رادیکالی تهی کند.اما خوشبختانه روز به روز که می گذشت سیاست های ضد انسانی و ارتجاعی این رژیم هار و جنایتکار نه تنها برای نسل دانشجو بلکه برای همه احاد مردم جامعه بر ملا می گشت و ماهیت دیکتاتوری این رژیم روز به روز بیشتر خود را نشان می داد. رژیم در طول دوران حاکمیت سیاه خود از هر حیله ای برای سرکوب و به بیراهه کشاندن مبارزات جنبش دانشجویی غافل نمانده است و همه ابزار سرکوب خود را برای مقابله با مبارزات این جنبش به کار انداخته است که نمونه بارز آن را می توان در سال 76 با به سر کار اوردن محمد خاتمی به عنوان چهره خندان این رژیم با شعارهای اصلاح خواهی به مردم معرفی و همه امکانات را فراهم اورد تا مبارزات انقلابی توده های مردم را به بیراهه کشاند و یکی از شاخص های اصلی این سیاست،در درون دانشگاههای ایران جریان پیدا کرد که خود را در انجمن اسلامی و دفتر تحکیم و حدت می دید و در تلاش بودند که مبارزات دانشجویان آزادی خواه را به سمت دیگری سوق دهند.سازمان های اسلامی روز به روز تقویت تر می شدند و دست به تبلیغات سیاسی می زدند و بیان می کردند که انقلاب فایده ندارد و چون مذهب را در میان دانشجویان آبرو باخته می دیدند تبلیغ می کردند که هم بنیاد گرایی مذهبی بد است و هم مارکسیسم . این جریانات سخت در تلاش بودند تا دیوار محکمی در مقابل نفوذ آگاهی و بیداری سیاسی دانشجویان بکشانند،اما خوشبختانه بعد از حوادث کوی دانشگاه در 18 تیر 78 دیدیم که ماهیت عوام فریبانه و ریاکارنه جنبش اصلاح طلبی نیز روز به روز بر ملاتر می گشت و عملا دیدیم که این جناح به یکی از ابزارهای سرکوب در دست رژیم بر علیه دانشجویان آزادی خواه در دانشگاهها تبدیل شدند و امروز می بینیم جز چماق سرکوب چیز دیگری در چنته ندارند. در سال 82 با اعلام موجودیت دانشجویان چپ رادیکال در درون دانشگاهها به شیوه علنی دیدیم که مراسم های 16 آذر و مبارزات جنبش دانشجویی چهره ای نوین تر و افقی باز تر به خود گرفت.بعد از چند سال یکه تازی انجمن اسلامی ها و تحکیم وحدتی ها این بار مبارزات و مراسم های دانشجویی با پرچم سرخ و شعارهای رادیکال پا به عرصه مبارزه علنی بر علیه ارتجاع مذهبی و کهنه پرستی گذاشت و افق تازه ای را در جلوی پای جنبش دانشجویی گذاشت و اعلام کرد که تنها راه رهای بشریت از این همه ستمگری و سرکوب و عقب ماندگی تنها سوسیالیسم است که می تواند بشریت امروز را از چنگ سرمایه نجات دهد و یک زندگی انسانی را برای همگان مهیا سازد. چپ جنبش دانشجویی از سال 82 به این سو با برگزاری مراسم های متعدد از جمله هشت مارس و اول ماه مه و دیگر مراسم ها و با انتشار چندین نشریه دانشجویی و برگزاری جلسات و بحث های سیاسی به شیوه چشمگیری توانست یک بار دیگر مارکسیسم را در میان دانشجویان تبلیغ کنند و اصالت انسانی بودن این علم را برای نسل تازه جنبش دانشجویی ترویج و تبلیغ کنند. چپ جنبش دانشجویی با مبارزه پیگیر خود بر علیه رژیم سرمایه داری اسلامی و با کار آگاهگرانه توانست توده قابل مشاهده ای از دانشجویان را حول خواست و مطالبات و شعارهای رادیکال خود بسیج کند و به نحو احسن توازن قوا را در درون دانشگاهها را به شیوه چشمگیری به نفع جنبش سوسیالیستی تغییر دهد.چپ دانشجویی از سال 82 به این سو توانست صفوف خود را از لیبرال ها و کسانی که خود را چپ و مارکسیست می خواندند ولی خط سیاسی و افق شان همان افق لیبرال ها و بورژوازی بود و خواهان رفرم و اصلاح بودند جدا کند.چپ رادیکال در طول این سالها توانست ماهیت اصلی دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی ها را برای طیف وسیعی از دانشجویان بر ملا سازد هر چند این تلاش و مبارزه تا به حال کافی نبوده و نتوانسته کل توازن قوا را به نفع جنبش چپ دانشجویی تغییر دهد اما این هم دلایل خاص خود را دارد که اشاره به ان در چهار چوب این بحث نمیگنجد. هر چند جنبش چپ دانشجویی نیز خود دچار انشقاق و اختلافات اساسی شده است اما خوشبختانه توانسته است مراسم های مستقل 16 اذر و دیگر مراسم ها را برگزار کند و به اندازه وزن واقعی اش در درون جنبش دانشجویی شعارهای خود و خواست و مطالبات سیاسی خودرا در این مراسم ها بلند و انان را ابلاغ کند. اختلافات درون جنبش چپ دانشجویی نباید هیچ وقت باعث انشقاق چپ دانشجویی شود و صفوف این جنبش را پراکنده کند،انشقاق و تفرقه بر سر هر خرده اختلاف سیاسی و استراتژیک می تواند رشد این جنبش را در همان گام های اولیه عقیم گذارد و این گرایش را به کل در میان توده دانشجو و مردم بی اعتبار کند. عدم برگزاری 16 اذر متحدانه و یکپارچه سال 86 توسط گرایشات مختلف چپ در تهران بر خلاف سال های گذشته و ضربه های سنگینی که بعد از این مراسم بر پیکر این جنبش وارد امد این زنگ خطر را به صدا در اورد که برای مقابله با رژیم اسلامی باید متحدانه و به شیوه منسجم به مقابله پرداخت . امروز هر ارزیابی که از 13 اذر 86 داشته باشیم نباید این را فراموش کنیم که بعد از ضرباتی که از سوی پلیس و نیروهای امنیتی بر بدنه این جنبش وارد امد صفوف این جنبش بر خلاف سالهای گذشته دچار انشقاق شده است و اختلافات اساسی شدت زیادی به خود گرفته است که نمونه بارز ان را می توان از تشکیل چندین تشکل مستقل چپ دانشجویی هر کدام با سیاست و استراتژی خود مثال زد و عواقب مخرب ان را بر روی ادامه کاری فعال این جنبش درک و لمس کرد. اما در شرایط فعلی و بخصوص بعد از کودتای انتخاباتی توسط حزب سیاسی نظامی سپاه پاسداران رژیم اسلامی به سر کردگی خامنه ای و احمدی نژاد جنبش دانشجویی بیش از هر زمان دیگری زیر خفقان و سرکوب شدیدی قرار گرفته است و روز انه شاهد آن هستیم که رژیم اسلامی برای مقابله با مبارزات این جنبش از هر ابزار سرکوبی استفاده می کند تا شاید بتواند مبارزات این جنبش رادیکال و اگاه را عقیم دارد. اما خوشبختانه جنبش دانشجویی بعد از کودتای انتخاباتی یکی از بارزترین جنبش هایی بوده است که در مقابل دستگاه سرکوب به شیوه قابل ملاحظه ای ایستادگی کرده و از خواست و مطالبات رادیکال خود دفاع میکند و برای تغییر این سیستم از هیچ چیزی ابایی ندارد که نمونه بارز ان را می توان از اعتراضات ضد حکومتی دانشجویان و شعارهایشان بر علیه این رژیم در اکثر دانشگاههای کل کشور مشاهده و درک کرد. چپ جنبش دانشجویی امسال در شرایطی به پیشواز 16 اذر میرود که دستگاه سرکوب از هر گونه ابزاری برای خفه کردن و سرکوب مبارزات این جنبش استفاده می کند. و در مقابل هم جناح اصلاح طلب به رهبری موسوی و کروبی هم میخواهند مبارزات مردم را به نفع خود و این مبارزات را از محتوای انقلابی گری و رادیکالی اش خالی کنند .جنبش دانشجویی باید بداند که زیادتر از سه دهه تجربه کافیست که ببینیم لیبرال ها به خصوص ملی مذهبی ها همواره با این رژیم هار و جنایتکار علیه مبارزات توده های مردم و علیه کمونیستها و چپ متحد شده اند. دانشجویان چپ برای قانع و متحد کردن دانشجویانی که هنوز سمت گیری نکرده اند، لازمست این تاریخچه و تجربه را به طور علمی و مستدل بر ملا کنند و نشان دهند که خصلت طبقاتی لیبرالها و ملی مذهبی ها همواره انان را به اتحاد با این رژیم کشیده است. انان همواره اصل ارتجاعی ادغام دین و دولت را تبلیغ میکنند و روابط ستم بر زن و بهره کشی انسان به دست انسان را منطبق بر طبیعت بشر قلمداد می کنند . چپ جنبش دانشجویی با هر گونه گرایشی که در خود دارد باید بداند که حل اختلافات سیاسی،باید سیاسی باش قبل از ورود به میدان مبارزه می توان در محیطی با نشاط و با راحتی خیال به بحث آزاد دامن زد،اما هنگامی که در میدان مبارزه و در حال مصاف با دشمنان هستیم ،باید انچنان اتحادی ایجاد کنیم که دوست و دشمن را به تحسین وا دارد این یک اصل چپ و رادیکال است. روشی است که کاملا منطبق با هدف جدی ما یعنی دستیابی به جامعه سوسیالیستی است.همانقدر که اتحاد با این جناح و یا ان جناح حکومت،یا نیروهای خارجی،شرکت در بازی های قدرت و توهم پراکنی های اصلاح طلبانه و لیبرالی در میان مردم به تقویت جامعه مبتنی بر ستم و استثمار منجر می شود،متحد نشدن چپ دانشجویی با هم نیز به تداوم حاکمیت مرتجعین اسلامی کمک می کند.برای مقابله موثر و بسزا با دشمن نیروی کافی و اتحاد طبقاتی کافی لازم است. در اوضاع خطیر کنونی، با توجه به موقعیت عینی و ذهنی حاکم بر جنبش دانشجویی،این جنبش می تواند نقش مهمی در تحولات سیاسی جاری ایفا کند. جنبش دانشجویی به عنوان سیاسی ترین و رادیکال ترین جنبش موجود می تواند در اتحاد با توده های وسیع مردم بسیاری از حساب و کتاب های نیروهای خارجی و مرتجعین داخلی را بر هم زند.موج نوین مبارزاتی که از اغاز سال تحصلی جدید علیر غم سرکوبهای گسترده ،بسیاری از دانشگاههای ایران را فرا گرفته،می تواند مقدمه یک جنبش سیاسی،سراسری و همگانی باشد. چپ جنبش دانشجویی در 16 اذر امسال می تواند علیرغم تلاش هایی که تا کنون صورت گرفته و از عدم تشکل مستقل و فقدان اتحاد و تشکل سراسری رنج می برد،باید بتواند بر ضعفها و محدودیتهای خود فائق اید و این کار اساسا به نقش فعالین چپ در این جنبش گره خورده است.فعالین چپ دانشگاهها باید به صفوف خود سر و سامانی دهند،و این جرات و جسارت را به خود دهند که حول یک پلاتفرم سیاسی و رادیکال،توده های وسیعی از دانشجویان را حول مبارزات خود متحد کنند و مبارزات گسترده ای را سازمان دهند. اگر دانشجویان چپ وظیفه متحد کردن توده های دانشجو را بر عهده خود نبینند، هر آن خطر ان هست که جریانات سازشکار و اصلاح طلبی یا دیگر انواع و اقسام لیبرال ها سوار بر این موج نوین مبارزاتی شوند و این جنبش را از وظایف پایه ای اش باز دارند و ان را به بیراهه های یکی از ایندو دو قطب ارتجاعی سوق دهند. چپ جنبش دانشجویی در شرایط کنونی وظیفه خطیر سازماندهی جنبش سراسری علیه دیکتاتوری علیه دخالتهای خارجی و استبداد داخلی را بر عهده دارد شعار نان،ازادی و برابری باید توسط این جنبش در میان کلیه جنبشهای توده ای فراگیر شود.این جنبش باید مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان و خواهان ازادی و برابری زنان و جدایی دین از دولت باشد. چپ جنبش دانشجویی در 16اذر امسال می تواند جواب دندان شکنی به جنایت های این دوره سرکوبگران اسلامی دهد،اما در صورتی می تواند چنین کند که از درون خود را مستحکم کرده و بطور نقشه مند برای به حرکت در اوردن توده های سراسر کشور علیه رژیم اسلامی فعالیت کند. در 16 اذر امسال وظایف سنگینی بر دوش دانشجویان چپ قرار دارد، باید برای انجام این کارها با هم متحد شوید.می دانیم اختلافات درون جنبش چپ بسیار است شک نیست که بسیاری از انها جدی است ،اما مارکسیسم یک جهان بینی و روش علمی است اگر مجهز به ان باشیم می توانیم راه خود را از میان هزار لای اختلافات درون جنبش چپ بیابیم. ما باید تلاش کنیم با تحقیق و پژوهش و بحث و تعمق به کنه این اختلافات پی ببریم . هیچ ایدئولوژی و علمی ازادی بخش تر و الهام بخش تر از کمونیسم نیست،کمونیسم یک علم است و باید به مثابه یک علم انرا اموخت و در حین مبارزه درک از انرا عمیق تر کرد. جنبش چپ دانشجویی باید فضایی تبلیغ و ترویج مارکسیسم را ایجاد کند تا هر دانشجویی اگاهانه ان را قبول یا رد کند.طبقه کارگر واسط رسیدن بشر به این جامعه است جنبش چپ دانشجویی باید یک بار دیگر در 16 اذر از خواستهای کارگران و سایر زحمتکشان جامعه حمایت کند. وظیفه چپ دانشجویی تبلیغ و ترویج این امر است تنها از این طریق است که بخش پیشرو جنبش دانشجویی می تواند اماده پیوستن به مبارزات قطعی تر برای بر پایی دنیایی عاری از طبقات و هر گونه ستم و استثمار شود. دانشجویان چپ با برگزاری گسترده 16 اذر امسال باید شعارهای ضد رژیم اسلامی،ضد امپریالیستی و دفاع از جنبش کارگری و زنان و به چالش کشیدن حکومت دیکتاتوری و پلیسی را بلند کنند و اعلام کنند که نیروی سیاسی و رادیکالی که از دل دانشگاههای ایران سر بلند کرده است،به بالندگی خود ادامه میدهد جنبش دانشجویی ظرفیت این را دارد که در اقصی نقاط کشور به بیداری سیاسی مردم یاری رساند و انان را به حرکت علیه رژیم اسلامی کشاند،رژیم اسلامی بخوبی از این ظرفیت اگاه است. 16 آذر سرخ در راه است،باشد تا یکبار دیگر پرچم سرخ مبارزه را متحدانه بر افرازیم و شعار آزادی،برابری و شعار سوسیالیسم با بربریت را در کلیه دانشگاههای ایران طنین افکنیم.
|
هرگونه کپی برداری یا استفاده از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است