اهمیت طرح شعار "دانشگاه مسجد نیست" در مبارزات جنبش چپ دانشجویی

سیروان پرتونوری

 

رژیم کهنه پرست و ارتجاعی اسلامی از همان روزهای اول سر کار آمدنش در تمام جامعه همواره در تلاش بوده است تا با برقراری و سازماندهی ارگان های مذهبی و ارتجاعی،توده های مردم از جمله جوانان را از باورهای علمی و انسانی دنیای امروزی دور نگه دارد و همه ذهن و عقل انسان را به خرافات مذهبی چند هزار ساله قبل مسموم کند.

رژیم اسلامی از ترس و وحشت نفوذ گرایشات چپ و مارکسیستی در درون دانشگاه ها و مدارس، به این سیاست روی آورد که برای عملی کردن طرح های ارتجاعی خود اول از مراکزهای آموزشی نظیر مدارس و دانشگاهها شروع کند و از همان ابتدا نوجوانان و جوانان را با خرافه های عقب مانده و ارتجاعی بار بیاورد، تا شاید از این راه توانست با نفوذ گرایشات رادیکال و انسانی مقابله کند.

سیستم خرافه در راستای این اهداف ارتجاعی خود امکانات و هزینه های زیادی را برای عملی کردن این طرح های ضد انسانی صرف کرده است تا شاید مغز کودکان و نوجوانان و جوانان را از همین ابتدا شستشو دهد و ذهن و روان آنان را از باورهای انسانی و علمی دور نگه دارد و به جای آن خرافات مذهبی را جایگزین کند.

تغییر محتوای کلاس های درسی از دوران ابتدایی گرفته تا مرحله ورود به دانشگاه و حذف متون و موضوعات علمی و انسانی از دروس و حذف چهره ها و شخصیت هایی که در عرصه علوم و انسانیت به بشر امروزی خدمت کرده اند تا طرح پاسدار معلم ها و آوردن کسانی آموزش دیده به نام معلم پرورشی و ایجاد کلاس های قرآن و تبلیغ آداب اسلامی و نماز و شرح حال زندگی آخوندها و امامان مرتجعی که بجز کهنه پرستی و عوامفریبی و عقب ماندگی چیز دیگری را برای بشریت امروز به ارمغان نیاورده اند، از جمله مکانیزم ها و عملکردهایی بوده که این رژیم ارتجاعی در طول حاکمیت سیاه خود انجام داده است.

از سوی دیگر رژیم از همان سال های اول حاکمیت سیاه خود از ترس و وحشتی که از نفوذ گرایشات چپ و مارکسیستی در درون دانشگاههای ایران آگاه بود و آن را زنگ خطری برای موقعیت خود می دید درب دانشگاهها را برای چند سال بست و با اجرای طرح انقلاب فرهنگی به اصطلاح خود بسیاری از اساتید و دانشجویان چپ و آزادی خواه و برابری طلب را اخراج و تعداد زیادی از انان را نیز روانه شکنجه گاههای خود و حتی تعدادی از آنان را نیز اعدام کرد.از سوی دیگر نیز موضوعات درسهای دانشگاهی بخصوص علوم انسانی را دستکاری و با میل و سلیقه قوانین ارتجاعی اش تغییر و تحریف کرد.

امروز بعداز زیادتر از سه دهه حاکمیت رژیم جهل و خرافه به خوبی مشاهده میکنیم که سیاست رژیم در به اجرا در آوردن طرح های ارتجاعی شکست خورده است و نوجوانان و جوانان جامعه نه تنها به باورهای خرافاتی و مذهبی روی نیاورده اند بلکه در کشمکش و مبارزات خود بر علیه رژیم خواستار جدایی دین از دولت و خواهان یک جامعه سکولار مدرن امروزی هستند.

بعد از کودتای انتخاباتی حزب سیاسی نظامی سپاه پاسداران و خیزش های توده ای بر علیه این نظام که نیروی واقعی و مادی اش را جوانان تشکیل می دادند،میبینیم که سران رژیم اسلامی به چه شیوه ای به هراس آمده اند و برای مقابله با این نسل آزادی خواه و بیدار از هر گونه ابزار سرکوبی استفاده میکنند و جوانان را قلع و قمع میکنند تا از سیستم ضد انسانی رژیم اسلامی حفاظت کنند.

وقتی که علی خامنه ای رئیس کل قوای این سیستم ارتجاعی علنا در سخنان خود از تعداد دانشجویان تحصیل کرده در رشته علوم انسانی به خشم می آید و آن را زنگ خطری برای بقای خود و سیستم ارتجاعی اش می بیند، به طرح اسلامی کردن دروس علوم انسانی در دانشگاهها اشاره میکند و از سوی دیگر آموزش و پرورش نیز که طرح اعزام روحانی به مدارس را از اولویت سیاست های ارتجاعی خود قرار میدهد، همه و همه در راستای خالی کردن موضوعات علمی و انسانی متون درسی و موضوعات دانشگاهی و کنترل بیشتر جوانان و فروکش نشاندن اعتراضات توده ای است.همه این عکس و العمل ها و ایجاد چنین طرح هایی ارتجاعی همه و همه نشان از آگاهی و بیداری سیاسی جوانان جامعه ما است که سران رژیم و کل سیستم ارتجاعی اش را به لرزه در آورده است.

امروزه که با یک دید واقع بینانه به جامعه و سطح سیاسی و بیداری جوانان نگاه میکنیم می بینیم که رژیم اسلامی با ایجاد چنین طرح هایی هیچ وقت نمی تواند و نخواهد توانست مغز جوانان جامعه ما را شستشو دهد و آنان را با زور شمشیر به خرافات و آداب اسلامی روی آوراند.در دورانی که علم و تکنولوژی به حد رشد علمی خود رسیده است و جوانان از طریق اینترنت با سایر جوانان دیگر کشورهای دنیاارتباط دارندو سوالهای سیاسی و اجتماعی خود را از طریق رسانه ها و شبکه های ماهواره ای جستجو میکنند و به فرهنگ های پیشرفته و موسیقی های  امروزی مدرن روی می آورند و مطالعه آثار های مختلف مارکسیستی را در دستور کارهای روزانه خود قرار می دهند و در مبارزات روزانه خود بر علیه این رژیم هار و جنایتکار خواهان سرنگونی کل سیستم ارتجاعی شان هستند و برقراری یک جامعه مدرن و سکولار را فراخوان می دهند، ایجاد چنین طرح های عقب مانده و ارتجاعی از سوی رژیم اسلامی ره به جایی نمیبردو زیادتر از گذشته زبونی این رژیم را در ملا عام نشان میدهد.

سران رژیم اسلامی باید خوب بدانند که زندان،شکنجه،اعدام،سنگسار،قتل،سانسورو ایجادطرح های ارتجاعی  در مراکز آموزشی شاید سرنگونی رژیم را برای مدتی تاخیر و عقب بیندازد،اما با مبارزات همین نسل جوان که در طول حاکمیت سیاه این رژیم روز خوشی را به چشم ندیده اند و هر کدام از آنها تشنه آزادی و یک جامعه فارغ از ظلم و نابرابری هستند روزی خواهد رسید که تمام ماشین دولتی سرمایه این رژیم به دست همین جوانان مبارز و انقلابی به رهبری طبقه پیشاهنگشان یعنی طبقه کارگر برچیده خواهد شدو یک جامعه ای آزاد و برابر با صلح و آرامش و سعادت و خوشبختی را برای همه احاد جامعه برقرار می کنند.

در قرن بیست و یکم و در عصر ارتباطلات،تکنولوژی،ماهواره و انفجار اگاهی علمی، محدودکردن محتوای رشته ها و دروس تحصیلی دانشجویان و کنترل درسها و رشته های آنان سر درگمی و زبونی سیستم ارتجاعی و ضد انسانی رژیم اسلامی را بیان میدارد.

دانشجویان چپ و مارکسیست درون دانشگاههای ایران در طول مبارزات سیاسی خود بر علیه این رژیم و با افشای ماهیت ارتجاعی این نوع طرح های کهنه پرستانه باید راه اصولی و علمی را به دیگر دانشجویان مبارز نشان دهند و سعی کنند با مبارزات خود در میدان عمل با این رژیم، هژمونی خود را در درون دانشگاههای ایران تثبیت کنند و پرچم آزادی و برابری و یک جامعه بشری امروزی را به همگاه ارمغان دهند،و در همین راستا لزوم دارد دانشجویان چپ در مبارزات آتی خود و بخصوص در 16 آذرها و دیگر مراسمات مختلف یک بار دیگر در کنار شعار "دانشگاه پادگان نیست" شعار "دانشگاه مسجد نیست" را بلند کنند و ضدیت و نفرت خود را از طرح های ضد انسانی و کهنه پرستانه این رژیم در درون اماکن علمی و آموزشی ابراز داردند و سیاست های ارتجاعی این رژیم را با شکست روبرو سازند.

 مافی بڵاوکردنه‌وه‌ی ئه‌م بابه‌ته‌ بۆ مالپه رى ئاشتي پارێزراوه‌ ، به‌‌ هێنانی ناوی سه‌رچاوه‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌م بابه‌ته‌ ئازاده‌

هرگونه‌ کپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است

Home

Free counter and web stats