در مورد شرایط بحرانی پیش
رو و برخوردهای خارجی ستیزی و عریانتر کارفرمایان !
اردشیر نصراله بیگی
اینکه
سیاستهای بورژوائی جوابگوی روزمر گی و بهبود زندگی
انسانها در جامعه نیست و اینکه دوران سپری شده ایست و
به بالاترین مرحله گندیدگی و اوج توحش وناکارآمدیش در
امورات روزمره و زندگی اکثریت مردم جامعه رسیده جای
تردید نگذاشته وبه عیان مشهود است . روزی نیست که این
فاصله میان گرسنه و غنی بیشتر و بیشتر و عمیقتر نشود و
بحرانهای ادواری سرمایه فواصلش کوتاهتر و با وجود
تدابیر برون رفت از جانب ایدئولوگهای این سیستم پوسیده
با تمام توان و قوایشان هیچ راه حلی ندارند و
تدابیرشان تنها گذاشتن فشار بر قشر پائین و ضعیف جامعه
، کارگرو زحمتکش و اولین قربانیان همین اکثریت عظیم و
ضعیف جامعه میباشد .
در این
دو ، سه سال اخیر شدت بحران بحدی مشهود و ملموس است که
شاید اذعان نمود که با دوره های پیشین قابل مقایسه
نیست ، چگونه مرزها را از کشورهای بزرگ صنعتی در
نوردید و بی محابا قربانی میگیرد و میلیونها انسان کار
و رنج را از محیط کار کنده و به خیل بیکاران اضافه
نمود و با عوامفریبی و دسیسه و همدستی سران حکومتها با
سرمایه داران بنام راه حل و رفع بقولی بحران با
بیکارسازیها و بستن محیطهای کار از کوچک و بزرگ مشکلات
این بحران را بر سر کارگر و زحمتکش واقشار ضعیف جامعه
خراب و خود را برای مدتی دیگر ادامه حیات ننگینشان در
غیاب یک طبقه کارگر متشکل وآگاه به منافع طبقاتیش
تضمین کردند .
در ضمن
باید به پدیده دیگری که زائده همین نظام است اشاره ای
داشت آنهم رشد ونمو رگه های خارجی ستیزی و حتی در شدت
برخوردهای راسیستی و رشد اینگونه افکار بوضوح نمایان
میگردد . بیخودی نیست که رشد اینگونه احزاب در
فعالیتهای مستمر و حتی قابل دفاع از جانب ذهنیت عقب
مانده وکوته فکر جوامع از حاشیه به میدان رانده شده و
باد زده میشود و حتی بنوعی آگاهانه خارجی ، پناهنده و
پناهجو جدا از اینکه مدتهای مدیدیست که از موضوعیت
افتاده و بدان اهمیت چندانی نمیدهند زیرا دیگر به
نیروی کارشان احتیاج ندارند دراین دوران بحران هر چه
بیشتر با آن مقابله میشود و حتی باعث وبانی بحران و نا
کارآمدی سیستم حکومتی شانرا از چشم مهاجر وخارجیها
وانسانهائیکه بنحوی ازانحا بنا بدلائل سیاسی و اجتماعی
از زندان و شکنجه وآزار و اعدام و خفقان کشورهایشان
گریخته اند را عامل بیکاری وگرانی وبحران و ...... خود
قلمداد میکنند ، غافل از اینکه همین دول اروپائی و
آمریکائی با سیاستهای توسعه طلبانه و استثمار گرانه
شان همین کشورهای بقولی در حال رشد و .... را باین
شیوه نگه داشته و بازارهای خود را رونق بخشیده و تقویت
کرده اند .
سرمایه
تا آنجا که در توان دارد توسط ایدئولوگهایش به بازسازی
خود میپردازد و مشاهده کردیم که چگونه به تکاپو افتاده
تا بقول خودشان بانکها وشرکتهای بیمه با سرمایه
خودشانرا و ..... از بحران رهانیده و برای این منظور
پلیدشان چگونه دسته دسته در ابعاد وسیعی کارگران
بیکار و از محیط کارشان دور ساخته و با عوامفریبی و با
تظاهر باینکه باید بحران را از سر گذراند بار سنگین
آنرا اکثریت نیروی کار جامعه کارگران و اقشار ضعیف
جامعه میپردازند وسرمایه بازهم زالو صفتانه خون این
طبقه زحمتکش را در شیشه میکند و با سیاست بنام صرفه
جوئی و بقول خودشان کم کردن نیروی کار از محیطهای
تولیدی تا بخشهای خدماتی از جمله بیمارستانها و
درمانگاهها ، امور آموزشی و مدارس و دانشگاهها ، از کم
کردن امکانات و رفاهیات بدست آمده از مبارزات بیدریغ
برای بازنشستگان و خانه های سالمندان و خدمات شهری
وبهداشت و نظافت وپاکسازی و محیط زیست و محلات و
پارکها همگی بازندگان اصلی اش اکثریت مردم پائین جامعه
هستند و زندگیشان تحت تاثیر قرار میگیرد ، و در این
میان خارجی تباران در سطح گسترده تری خود و فرزندانشان
بیشتر قربانی این شرایطند در سایه سطح معیشت پائین
آنها همگ از دستاوردهای این بحران اقتصادی این سیستم
صد بار امتحان پس داده و با هیچ توجیهی قابل توضیح
نیست و تنها راه بقایش تحمیل فقر وبدبختی و بی حقوقی
بیشتر به اقشار پائین جامعه است و بس که دیگر
نبایدتحمل کرد سکوت پیشه نمود .
بوضوح
مشاهده کردیم که چگونه برای برون رفت و نجات بانکها و
شرکتهای بیمه چه دست و دل بازیها که بخرج داده و
میلیاردها به پایشان ریخته ودر مقابل چگونه به اخراج و
بیکار کردن کارگران از محیطهای کارشان پرداختندکه
همچنان ادامه دارد ، در عوض چه پاداشها و اضافه
حقوقهابرای مدیران درجه اول و کارفرمایان والا مقام
در نظر گرفته میشد که در موارد زیادی افشا وعلنی شد و
با عوامفریبی و نیرنگ و درست کردن کلاه شرعی آنها را
توجیه و حتی در مواردی بدفاع از آن پرداخته و بشیوه ای
از آن عقب نشستند . ولیکن ایدئولوگهای این سیستم در
موارد گوناگون و شبانروزی در جهت بقا وادامه ننگین
راهشان بهر وسیله ممکن دست می یازند ، حال در کشورهای
غربی بواسطه یکسری شرایط ایجاد شده و تحمیل شده به
سرمایه دست به عصا و روباه صفتانه در جهت تحکیم روابط
استثمار گرانه بر میاید و در کشورهائی که به در حال
رشد وجهان سومی موسومند شمشیر رااز رو بسته و علنا و
وقیحانه وبا ضرب وشتم آشکار به اخراجها و بیکارسازی و
زدن امکانات و..... دست می یازد و توجیه شرعی ویا پوشش
مذهبی و عوام پسندانه و قناعت وتحمل سختی برای بقولی
نجات مملکت و میهن اسلامی به غارت و چپاول خود ادامه
میدهند و در پر کردن هرچه بیشتر جیبهایشان از هر ترفند
و جنایتی دریغ نمیکنند و این مبارزه ای جدیتر، قاطعانه
تر و در پیوند بامبارزات کارگران در حزب طبقاتیشان
جسورانه و مصمم و پرتو سیاست سوسیالیستی برای برپائی
دنیائی عاری از نابرابری واستثمار وناعدالتی برای همگی
و نابودی سیستم سرمایه داری .
بامید فراهم نمودن چنین
شرایطی !
زنده باد آزادی ،برابری
،حکومت کارگری!
نوامبر 2009 میلادی