گزارشی از تظاهرات ضد امپرياليستی مردم کانادا در روز جمعه ٢٥
جون ٢٠١٠ در پارک "الن گاردن" تورنتو
از
روز چهارشنبه ۲٣ تا ٢٧ جون نشست رؤسای جمهور و نخست وزيران
ثروتمندترين کشورهای جهان که به نام نشست "جی- ٨ " و "جی- ٢٠"
معروف شده است ، در استان اُنتاريو (کانادا) برگزار شد. رهبران
قدرتمند ترين کشورهای سرمايه داری در اين نشست گرد هم آمده بودند
تا بحران جاری سرمايه داری جهانی را بررسی کرده و راه نجاتی برای
سرمايه داران زالو صفت پيدا کنند. راه حل هائی که تجربه نشان داده
هدفی جز سرشکن کردن هر چه بيشتر بار بحران های نظام بر دوش کارگران
و توده های ستمديده را دنبال نمی کند. به همين دليل هم تظاهرات
متعددی توسط نيروهای چپ و ديگر فعالين اجتماعی در اعتراض به هر آن
چه که اين نشست ها معرف آن هستند، فراخوان داده شده بود.
يکی از
اين تجمعات در روز جمعه ٢٥ جون از پارک "الن گاردن" در مرکز شهر تورنتو
شروع شد. از ساعت ١ بعد از ظهر مردم معترض شروع به تجمع در اين پارک
نمودند.
تمام مرکز
شهر تورنتو از چندين روز قبل به شکل يک شهر محاصره شده نظامی درآمده
بود. به عنوان مثال پليس77 دوربين مدار بسته برای شناسايی
تظاهرکنندگان در خيابان های مرکز شهر کار گذاشته بود. با این تاکتیک،
هر کس برای رسيدن به پارک "الن گاردن" بايد از زير آن ها رد ميشد.
هليکوپتر های پليس نيز مدام بالای سر تظاهرکنندگان می چرخيدند.
انتخاب
پارک "الن گاردن" جهت اعتراض به نظام سرمايه داری حاکم خود پر معنا
بود. از اين جهت که اين پارک محل زندگی و تجمع فقرا، بی خانمان ها و
ديگر قربانيان فقر و فلاکت و بدبختی ناشی از سلطه طبقه سرمايه دار است.
در نتیجه، انتخاب این محل برای اعتراض به شرايط اسفباری که سرمايه داری
انحصاری جهانی برای کارگران و زحمتکشان جهان ايجاد کرده بسیار پر مسما
بود.
هرچند که
پليس برای "تميز" کردن قيافه شهر در روزهای نشست رهبران سرمايه داری
جهانی، گدا ها و بی خانمان ها را موقتا از سطح خيابان ها جمع کرده بود،
اما از آن جا که "الن گاردن" چندين کيلومتر از محل نشست دور است و جلوی
چشم رهبران مزبور قرار نداشت، ساکنين فقير اين پارک از گزند اذیت و
آزار های پليس به دور ماندند. آن ها در اين پارک (که خانه اشان محسوب
ميشود) حضور داشتند و مردم برای اعتراض به قدرت های امپرياليستی که اين
زندگی رقت انگيز را برای اين انسان ها ايجاد کرده اند، با توجه به این
واقعیت در آن جا جمع شدند.
حدد ساعت
٣ بعد از ظهر، مارش تظاهرکنندگان در خيابان های شهر آغاز شد. مردم در
حين راه پيمايی در شهر با صدها پليسی مواجه شدند که برای کنترل تظاهرات
ضدامپرياليستی مردم بسيج شده بودند. هزاران مأمور مخفی پليس نيز با
لباس شخصی در خيابان ها پرسه مي زدند که برخی از آن ها از روی
لباسهايشان و مدل موهايشان قابل تشخيص بودند. و تظاهرکنندگان با شناخت
شان آن ها را به هم نشان می دادند. امری که موجب خنده مردم شده بود.
در همان
اوایل تظاهرات، ماجرای ديگری نيز اتفاق افتاد که عمق حماقت و در عين
حال خشونت حيوانی پليس مدافع سرمايه داری را
به نمایش گذارد. هنوز نيم ساعتی
از تظاهرات نگذشته و تظاهرکنندگان به خيابان "یانگ" نرسيده بودند که که
تعدادی از تظاهرکنندگان متوجه شدند که پليس فردی را در پياده رو زير
مشت و لگد گرفته است و به همين دليل هم جمعيت فرياد می زد "رهايش کنيد.
آزادش کنيد...".
خيلی ها
اصلأ چيزی نمی ديدند و نمی دانستند که پليس دارد با فردی که دستگير شده
چه می کند. اما خيلی زود روشن شد که صحنه بسيار دلخراشی در حال وقوع
است. برخی از تظاهرکنندگان که شاهد ماجرا بودند با تمام قوا فرياد
ميزدند و برای کمک کردن به آن فرد به سمت پياده روی محل حادثه می
رفتند. پس از مدتی معلوم شد که پليس فرد کر و لالی را دستگير کرده و او
را که به دليل وضعيتش متوجه موقعيت نشده بود، در پياده رو زير مشت و
لگد گرفته بودند. پس از مداخله تظاهرکنندگان، پليس متوجه اشتباه
احمقانه و وحشيانه خود شد و آن فرد را رها کرد.
تظاهر
کنندگان با خشم و درعين حال با مسخره کردن حماقت پليس، ميگفتند " انگار
که تروريستی خيالی را دستگير کرده اند."
در طول
مسیر راهپیمایی، پليس ويژه با سگ های تعليم ديده اشان در همه خيابان
های باريک و کوچه های منتهی به خيابان های اصلی ديده ميشدند.
تظاهرکنندگان در هر تقاطعی که پليس ضد شورش و پليس های مسلح سوار بر
اسب را ميديدند شعار ميدادند "اين حيوانات را از روی اسب
ها
پياده کنيد." (Get
these animals off the horses)
پلیس حافظ
منافع سرمایه داران غارتگر جهت سرکوب تظاهرات جی-۲٠ از قبل، نیروهای
خود را آماده کرده بود. بطور مثال پليس يک نوع دستگاه های توليد صدای
آزار دهنده خريداری کرده بود که گفته ميشد صدای آن دستگاه ها ميتواند
موجب کر شدن تظاهرکنندگان شود. البته خود افراد پليس گوشی های مخصوصی
به گوش داشتند تا آسيبی به خودشان نرسد .
از روز
پنجشنبه مرکز شهر تورنتو تقريبأ خالی از سکنه به نظر ميرسيد و پليس
موفق شده بود تا حدی بخشی از مردم را از تظاهرات دور نگه دارد. با اين
همه، تعداد زيادی از مردم به خيابان ها آمدند و در تظاهرات و راهپيمايی
بر ضد نظام سرمایه داری شرکت کردند.
در
تظاهرات روز جمعه در "الن گاردن" اولين مقاومت های مردم در مقابل پليس
ديده شد. زن و مرد جوانی که قصد ورود به پارک "الن گاردن" را داشتند
توسط پليس متوقف شدند. اما آن ها به پليس اجازه ندادند که کوله پشتی
هايشان را بازرسی کند. مردم به محض اين که متوجه واقعه شدند، به سمت آن
ها رفته و فرياد میزدند "بگذارید بروند" (Let
them go).
پليس که تجمع خشمگين تظاهرکنندگان را ديد مجبور شد که از بازرسی آن دو
نفر خودداری کند. آن
ها
پيروزمندانه به داخل پارک آمدند. پس از اين واقعه، تصميم گرفته شد که
همه در حاشيه های پارک تجمع کنند تا احازه ندهند که پليس مزاحم کسانی
شود که از خيابان
های کنار پارک قصد پيوستن به تظاهرات را دارند.
دولت
انتاريو که میدانست به دليل برگزاری اين نشست با اعتراضات بزرگی مواجه
خواهد شد ، جهت مقابله با تظاهرات مردم تدارکات بزرگی ديده بود و از
جمله قوانينی را به تصويت رسانده بود که اختيارات زيادی به پليس می
داد. دولت انتاريو با درس گيری از تجربه دولت فدرال کانادا که در سال
۲٠٠١ پيش از شروع "نشست سران کشورهای قاره آمريکا" در شهر کُبک، برای
آزاد گذاشتن پليس در سرکوب تظاهرکنندگان قانونی را
تصويب کرده بود که دست پليس را در سرکوب مردم باز می گذاشت، همين راه
را در پيش گرفت. در سال 2001 قانون دولت فدرال به پليس اجازه می داد که
آزادی بيان را از مردم سلب کرده بخشی از شهر را محصور کند و مقرراتی
شبيه به حکومت نظامی پياده کرده و آزادی رفت و آمد در شهر را محدود
نمايد و حتی تظاهرکنندگان را به جرم شکستن مقررات عبور و مرور دستگير و
زندانی کند.
حال دولت
انتاريو نيز قانون موقت مشابهی را تنها برای روزهای نشست تصويب کرده
بود. طبق اين قانون پليس ميتواند هر کسی را که در ٥ متری حصار های محل
نشست قرار دارد بازرسی بدنی کند و هر کسی را هم که به پليس اجازه
بازرسی بدنی ندهد و يا از ارائه کارت شناسايی خودداری کند، دستگير کند.
در صورتي که سلب آزادی بيان و آزادی تردد افراد در شهر و يا بازرسی
بدنی افراد در ملأ عام طبق قانون اساسی کانادا ممنوع است. وکلای آگاه و
آزاديخواه تورنتو عليه تصويب قانون جديد و موقتی که در تضاد با قانون
اساسی است اعتراض کردند و آن را مخالف با قانون اساسی و حقوق دمکراتيک
مردم اعلام کردند. تصويب اين قانون مدت ها مخفی نگه داشته شد و در روز
پنجشنبه (شب قبل از تظاهرات) علنی شد.
هر بار که
پليس قصد بازرسی کيف تظاهرکنندگان را کرد، تظاهرکنندگان مقاومت مي
کردند و فرياد می زدند "طبق قانونی که شبانه تصويب کرديد، می توانيد
کسانی را که در ٥ متری منطقه محصور شده قرار دارند در ملأ عام بازرسی
بدنی کنيد. اما فردا خواهيد ديد که اجازه اين کار را هم به شما نخواهيم
داد. ما از حقوق دمکراتيک خودمان عقب نشينی نخواهيم کرد."
وکلای
آگاه و آزاديخواه تورنتو از روز قبل که اين قانون علنی شد بر عليه اين
قانون و حتی شيوه تصويب آن (که شبانه و با شيوه ای کاملأ غير دمکراتيک
بود) اعتراض کردند و از مردم خواستند که در مقابل اين گونه تهاجمات
دولت به حقوق و آزادي های دمکراتيک خود مقاومت و مبارزه کنند.
تظاهرات
متحدانه این روز جلوه ای از خشم و نفرت توده ها نسبت به نظام سرمایه
داری و گردانندگان آن را به نمایش گذارد. فعالين چريکهای فدايی خلق
ايران- تورنتو در اين تظاهرات فعالانه شرکت داشتند و با بنر و شعارهای
انقلابی خود ماهيت ضد سرمايه داری اين تظاهرات را انعکاس می دادند. آن
ها و ديگر رفقای چپ ايرانی در حاشيه شمالی پارک جمع شده و به سر دادن
شعارهايی مانند "مرگ بر سرمايه داری، زنده باد سوسياليسم" و يا "ما چه
می خواهيم؟ سوسياليسم می خواهيم" پرداختند. پرچم های سرخ چريکهای فدايی
خلق و ديگر نيروهای چپ ايرانی مورد توجه جوانان انقلابی قرار گرفته بود
و برخی از آن ها با شور و شوق در دادن شعارها با ما همراهی ميکردند.
جالب است
که چندين نفر از جوانان مبارزی که به اين تظاهرات آمده بودند در رابطه
با چريکهای فدائی خلق ايران سوال ميکردند. ما ضمن توضيح مواضع سازمان،
تلاش کرديم که با تشريح نقش امپرياليست ها در حمايت از رژيم ضدخلقی
جمهوری اسلامی، در اين رابطه نيز به افشاگری بپردازيم. اين واقعيت به
شرکت فعالين چريکهای فدايی خلق ايران- تورنتو در اين تظاهرات بار ويژه
ای بخشيد.
تظاهرات
روز جمعه ظاهرأ بدون درگيری و دستگيری تمام شد. اما روز بعد با خبر
دستگيری برخی از تظاهرکنندگان در نيمه های شب گذشته مواجه شديم. پليس
در نيمه های شب به خانه های برخی از تظاهرکنندگان (فعالين اجتماعی
مشهور در محله ها) حمله کرده و آن ها را از رختخواب بيرون کشيده و به
زندان برده بودند. انتشار خبر اين نوع دستگيری ها خشم مردم تورنتو را
برانگيخت و موجب شد که تعداد زيادی از مردم غيرفعال سياسی قصد شرکت در
تظاهرات روز بعد را بکنند. در واقع عملکرد پليس و ترفندهای موذيانه اش
برای "تروريست و اغتشاشگر" معرفی کردن تظاهرکنندگان به ضد خودشان عمل
کرد. رفتار سرکوبگرانه پليس منجر به ايجاد و رشد اتحاد در جامعه
برعليه خشونت پليس شد.
فعالين چريکهای فدايی خلق
ايران- تورنتو
شنبه 26 جون 2010
تظاهرات
نيروهای آزاديخواه کانادا در روز شنبه ٢٦ جون
2010
در مرکز
شهر تورنتو
تظاهرات روز شنبه ٢٦ جون بر عليه نشست جی-
٨ و جی- ٢٠ در تورنتو از ساعت ١١ و با تجمع در محوطه روبروی پارلمان
استان اُنتاريو (که "کوئينز پارک" نام دارد) شروع شد. بيش از 30 هزار
نفر از نيروهای کمونيست و مبارز و همچنين فعالين اجتماعی مترقی برای
اعتراض به وضعيت ناگوار اقتصادی-سياسی-اجتماعی و استثمار شديدی که
درنتيجه تسلط سيستم سرمايه داری بر جهان ايجاد شده، در اين تظاهرات
شرکت داشتند.
باران شديدی می باريد اما لحظه به لحظه به تعداد
تظاهرکنندگان افزوده ميشد. مردم و نيروهای چپ از پرچم ها و پلاکاردهای
همديگر عکس مي گرفتند و برخوردها بسيار دوستانه و رفيقانه بود. به
استثنای برخی از نيروهای وابسته به اتحاديه های کانادا (کنگره کارگران
کانادا-CLC و فدراسيون
کارگران انتاريو- OFL)
که با مردم و نيروهای چپ برخوردی ارباب منشانه داشتند
و حتی اجازه نمی دادند کسی به تريبون آن
ها نزديک شود و يا از سکوی چوبی آن
ها برای گرفتن عکس از جمعيت استفاده کند. دختر
جوانی که می خواست روی سکو رفته و عکسی برای خود از تظاهرات بگيرد با
مخالفت آن ها
روبرو شد در نتيجه فرياد زد
"پليس حداقل به قول خودش منطقه آزادی بيان مشخص کرده
اما شما با اين
همه ادعاهايی که داريد سکوی چوبی زهرماری اتان را هم
با مردم تقسيم نمی کنيد!"
موضع
گيری کنگره کارگران کانادا-
CLC که کاملأ به نفع پليس و برعليه مردم بود،
بار دیگر ماهيت و خصلت راست و
ضدمردمی اين
گونه نيروها و اتحاديه های زرد را به عینه در مقابل
مردم به نمایش گذارد.
يکی از نکات چشمگير در اين تظاهرات حضور جوانان
انقلابی نسل دوم ايرانيان ساکن کانادا بود. اين جوانان آگاه و مبارز که
به نقش امپرياليست ها در استثمار مردم ايران و جهان واقف هستند به اين
تظاهرات ضد
امپرياليستی آمده و در صف مقدم آن قرار داشتند. جوانان آگاه افغانی نيز
در اين تظاهرات شرکت داشتند. چند تن از دختران نوجوان افغانی با ديدن
فعالين چپ ايرانی ميگفتند که "ما برای اعتراض به اشغال افغانستان توسط
امپرياليست ها به اين تظاهرات آمده ايم و حضور فعال ايرانی های کمونيست
در اين تظاهرات ما را خيلی خوشحال کرد. ياد صحنه های تظاهرات در ايران
افتاديم که در تلويزيون ديده بوديم."
حضور فعالين چپ ايرانی در اين تظاهرات بسيار
چشمگير بود و در اکثر خبرها نیز منعکس شد. بنر فعالين "چريکهای فدايی
خلق ايران" که شعار های "مرگ بر سرمايه داری، زنده باد سوسياليسم" در
آن درج شده بود مورد توجه جوانان انقلابی قرار مي گرفت که برخی از آنها
با حمل اين بنر و عکس گرفتن با آن و تکرار شعار روی آن، اتحاد انقلابی
اشان را با سر دهندگان اين شعار ها اعلام مي کردند.
يکی از رفقای چپ ايرانی سرود های انقلابی (به زبان
انگليسی) را از بلندگو پخش مي کرد که تظاهر کنندگان را به شور و شوق در
می آورد.
حدود ساعت ١ بعد از ظهر راه پيمايی به سمت جنوب در
خيابان "يونيورسيتی" شروع شد. پليس از قبل به سازمان دهندگان تظاهرات
گفته بود که "به محض اين که به خيابان "کوئين" برسيد با ديواری از پليس
مسلح به باتوم و گاز اشک آور و اسپری فلفل مواجه خواهيد شد که مسير
درست راه پيمايی را به شما يادآوری خواهند کرد." (خيابان کوئين ٤ بلوک
با حصار های محل نشست جی- ۲٠ فاصله دارد.)
اتحاديه های زرد و گروه های راست و مذهبی مسير
مشخصی را برای تظاهرات اعلام کرده و برای نشان دادن "حسن نيت خود" آن
را از قبل به پليس نيز اطلاع داده بودند و از آن مسير هم خارج نشدند.
اما نيرو های چپ و ديگر نيرو های معترض قصد داشتند که با عبور از نرده
ها و ديوار های ايجاد شده به دور محوطه نشست، بر عليه عملکرد پليس برای
سلب آزادي های دمکراتيک مردم اعتراض کنند. در نتيجه در وسط مسير
راهپيمايی از اتحاديه ها جدا شده و در مسير جنوب در بلوار "يونيورسيتی"
و در خيابان های اطراف محل نشست حرکت نموده و در نتيجه با مقابله پليس
مواجه شده و پليس با آن ها درگير شد.
حوادثی که در اين مسير اتفاق افتاد حاوی تجارب
فراوانی برای نيرو های سياسی و جوانان مبارز کانادايی می باشد که برای
حفظ دستاوردهای سال ها مبارزات مردم اين کشور در طول تاريخ، به مقاومت
و مبارزه بر عليه پليس و دولت سرمايه داری ادامه خواهند داد.
هر بار که تظاهر کنندگان می خواستند برای رسيدن به
حصار های نشست از سد پليس در خيابان های فرعی و اصلی بگذرند، پليس آنها
را هُل ميداد و با باتوم می زد و از آن جا دور مي کرد. چندين نفر در
اثر اصابت باتوم به سرشان زخمی شدند. در مقطعی از تظاهرات، مردم شاهد
کتک خوردن و زخمی شدن پسر جوانی بودند که سرش در اثر ضربه باتوم شکسته
شده بود. دوستانش تلاش کردند سر او را باند پيچی کرده و وی را به يکی
از بيمارستان های بلوار "يونيورسيتی" منتقل کنند. برخی از خبرنگاران که
از نزديک شاهد خشونت پليس بودند تلاش مي کردند که از تظاهر کنندگان
دفاع کنند. در يکی از سد هايی که پليس ايجاد کرده و راه را بسته بود،
خبرنگاری به يکی از تظاهر کنندگان که رو در رو با پليس ايستاده بود و
داشت از آن ها عکس می گرفت با ترس گفت "اين ها شوخی ندارند، می زنند و
زخمی ات ميکنند. همين الان فرق سر دختری را شکافتند. بيا عقب و ازشان
فاصله بگير و گرنه بهت رحم نميکنند." او در حين گفتن اين حرف ها
خشمگينانه به پليس هايی که به سمت آن ها حرکت مي کردند اشاره مي کرد.
تظاهر کنندگان به سمت جنوب به حرکت و در واقع دويدن و
فرار و گريز از دست پليس هار سرمايه داری ادامه دادند و در چهار راه
خيابان "بی" ((Bay و
"کينگ" با صفی از حدود ١٠٠ نفر پليس روبرو شدند که راه را به سمت جنوب
بسته بودند. آن ها برای بستن راه چند تا از اتومبيل های خودشان را نيز
در وسط چهار راه گذاشته بودند. بعد از چند دقيقه ديديم که اتومبيل های
پليس آتش زده شدند. يکی از دختران جلودار تظاهرات در بلندگو خطاب به
پليس فرياد ميزد "ما احمق نيستيم. ميدانيم خودتان ماشين هايتان را آتش
زديد که سرکوب ما را توجيه کنيد. تظاهرات ما مسالمت آميز است. اما شما
به خشونت دست می زنيد و می خواهيد با اين اعمالتان ما را به خشونت متهم
کنيد..." در تمام طول تظاهرات مردم در مورد حرف های آن دختر و توطئه
های پليس صحبت مي کردند.
پليس های ضد شورش از سمت جنوب و غرب تقاطع "بی" و
"کينگ" به سمت تظاهر کنندگان رژه مي رفتند و صدای گوش خراش دستگاه صوتی
پليس (سلاح جدید نیروهای پلیس که برای مقابله با تظاهر کنندگان تهیه
شده بود و ميتواند به گوش انسان صدمه وارد کرده و حتی شخص را کر کند(
از پشت سر شنيده می شد. بوی گاز اشک آور و چيزی که
گفته می شد گاز فلفل است از خيابان های فرعی اطراف می آمد. همان موقع
شايع شد که يک دسته از تظاهر گنندگان خودشان را به کنار حصار رسانده و
پليس با آن ها درگير شده است. دسته ديگری در تقاطع خيابان های "کوئين"
و "اسپاداينا" با پليس مواجه شدند که پليس ها با آن ها درگير شده
بودند. واقعيت اين است که هيچ تظاهر کننده ای مستقيمأ به پليس حمله
نکرد. و در واقع تظاهر کنندگان با دست خالی و زير باران شديد راه
پيمائی می کردند اما پليس مسلح به باتوم و گاز اشک آور و غيره برای
ترساندن و پراکنده کردن آن ها مرتبا به تظاهر کنندگان حمله مي کردند.
دسته ای که اکثر فعالين چپ ايرانی در ميان آن ها
بودند راهی را به سمت شرق باز کرد و سپس در خيابان "يانگ" شعار گويان
به سمت شمال به راه افتاد. شعارهای مختلفی در رابطه با محکوميت پايمال
کردن حقوق دمکراتيک مردم و بر عليه سرکوب پليس داده ميشد. بسياری از
شعارها همان موقع توسط تظاهر کننده ای ابداع ميشد و بقيه تکرار مي
کردند. شعارهايی مانند:
"جابجايی جنايتکاران به يک ميليارد دلار نياز دارد" (Moving
criminals around, needs one Billion dollers)
، (در اشاره به مخارج یک میلیارد دلاری برای حفاظت افراد شرکت کننده در
نشست جی- ٨ و جی- ٢٠) و يا "ما صلح طلب هستيم، تو چی؟" (We
are peaceful, How about you?) و يا "خيابان
کیه؟ خیابان منه" (Whose street? My street)
اين امر خود انعکاسی از اين واقعيت بود که اساسأ
اکثر شعارها و حرکت هايی که در خارج از ميدان "کوئينز پارک" و در
خيابان ها و در درگيری با پليس انجام شد، حرکت های خودبخودی مردم
آزاديخواه در برخورد با اعمال خشونت آميز پليس بود.
چند تن از افرادی که نقاب و لباس سياه پوشيده بودند (Black
Block) به شکستن شیشه های بانک ها و اماکنی
مانند "استار باکس" و فروشگاه "آديداس" و "مک دانالدز" و غيره
پرداختند. هرچند که بخشی از تظاهر کنندگان اين کارها را قبول نداشتند
اما اقدامات کسانی که در اثر افزايش فقر و فلاکت و بيکاری و بی خانمانی
و هزاران رنج و بدبختی ديگر خشم خود از سيستم سرمايه داری موجود را اين
چنين نشان می دادند، را درک می کردند و خشم آن ها را بر حق می
دانستند.
مردم اکثرا به اشتباه تظاهر کنندگان موسوم به
"بلوک سياه" (افرادی که با لباس و نقاب سياه در تظاهرات شرکت می کنند)
را آنارشيست می نامند. اما "بلوک سياه" سازمان و يا گروه مشخصی نيست.
اين گروه در هر تظاهرات و حرکتی فراخوان جمع شدن و تشکيل يک "بلوک
سياه" می دهد. و افرادی با ديدگاه های مختلف (و هر بار افرادی متفاوت)
جمع ميشوند و بلوک سياه را برای همان حرکت يا تظاهرات مشخص تشکيل می
دهند. در ميان آن ها همه نوع ايدئولوژی و طرز فکر (از مارکسيست مترقی
گرفته تا گروه های طرفدار حيوانات و محيط زيست و يا آنارشيست ها) وجود
دارند. بنابر اين برخلاف تصور مردم، همه آن ها آنارشيست نيستند.
علاوه بر خشونت کور پليس، برخی ديگر از عملکرد های
پليس نيز نشان دهنده ترس و غافلگير شدن آن ها بود. به عنوان مثال، پليس
به هر دليلی نيروهای خود در خيابان "يانگ" را بدون وسيله نقليه رها
کرده و به پاسداری از ديوار های حفاظتی يک ميليارد دلاری اش که سرمايه
داران را پشت آن (از ترس مردم) پنهان کرده بود، رفته بود. در خيابان
"يانگ" متوجه شديم که نيروی پليس پشت سر ما و در کنار حصار متمرکز شده
و در نتيجه تعداد پليس باقی مانده در خيابان "يانگ" خيلی کمتر از ما
بود و نمی توانست ما را متفرق کند. در نتيجه آن پلیس ها فرار را بر
قرار ترجيح دادند. يک گروه چند نفره پليس (که بدون وسيله نقليه در
خيابان "يانگ" رها شده بودند) خودشان را به خيابان "بی" رساندند و يک
تاکسی را متوقف کرده و راننده آن را پياده کرده و خود با تاکسی فرار
کردند!
يک گروه ديگر (حدود ١٠ نفر) از افراد پليس را
ديديم که در تقاطع "يانگ" و "کالج" راننده ماشين مينی ون متعلق به
تی-تی-سی (شرکت اتوبوس رانی) را پياده کرده و خود با آن فرار کردند.
همه آن ها در داخل ون جا نشده و چند نفرشان از آن آويزان شده بودند و
جمعيت نمی توانست با دیدن وضع رقت بار پلیس های در حال فرار، جلوی خنده
خود را بگيرد.
تظاهر کنندگان عملا کاری به پليس نداشتند ، فقط می
خواستند راه خود را باز کنند و به تظاهرات خود ادامه دهند. آن ها فقط
مسير هايی را که توسط پليس بسته شده بود را باز مي کردند. در اين محل
به دليل کم بودن تعداد پليس ها به محض اين که مردم معترض به ١٠ متری آن
ها می رسيدند عقب نشينی کرده و فرار مي کردند.
در آن لحظه حدس زده می شد که به آن ها دستور داده
اند که با تظاهر کنندگان درگير نشوند. اما بعدأ معلوم شد که نيروی
پليسی که در خيابان "يانگ" مانده بود تعدادش کم بود و وسيله نقليه
(برای خودشان و يا برای خارج کردن دستگير شدگان) نداشتند. در نتيجه نمی
توانستند با ما درگير شده و دستگيرمان کنند. وقتی به پليس ها نزديک
ميشديم صدای آن ها را می شنيديم که با بی سيم تقاضای کمک از مرکز می
کردند. اما معلوم شداکثر نيروی پليس با گروهی از تظاهر کنندگان که خودش
را به نزديکی حصار رسانده بود درگير شده و نمی تواند به کمک پليس
محاصره شده در خيابان "يانگ" بيايد.
تاريکی شب نزديک مي شد. با اين که خيابان "يانگ"
از پليس خالی شده بود و رهگذر هايی هم که در خيابان بودند به تظاهر
کنندگان پيوسته و يا از آن ها حمايت می کردند، اما هيچکدام از تظاهر
کنندگان نمی خواستند خيابان را خالی کرده و به خانه هایشان بروند.
هدف همه تظاهرکنندگان مترقی اين بود که به عملکرد
خشونت آميز امپرياليست ها بر عليه مردم تحت ستم اعتراض کنند، يعنی بر
عليه فقر و بيکاری و جنگ و هزار نوع بدبختی و ستمی که درنتيجه حکومت
سرمايه داری ايجاد شده است. هدف اين بود که از حقوق دمکراتيک مردم دفاع
کرده و به عنوان مثال نشان دهند که مردم حق تظاهرات آزادانه در خيابان
ها را دارند و پليس نميتواند و نبايد با حضور نظامی خود مردم را از
ابراز عقيده بترساند. اين هدف را با دادن شعارهای انقلابی بيان می
کردند.
تظاهرات تا نيمه شب ادامه داشت و درگيری خشونت
آميز پليس با تظاهر کنندگان در روز بعد نيز ادامه پيدا کرد و وحشیگری
های اعمال شده از طرف پلیس سرمایه داری، نقاب از چهره کريه ضد خلقی به
اصطلاح "دمکراسی" سرمايه داری برداشت. چندين نفر از فعالین راديکال و
مبارز ايرانی نسل جديد نيز دستگير شدند. جوان هايی که تجارب و آگاهی
های انقلابی که از نسل انقلاب ٥٧ به آن ها منتقل شده را وارد جامعه
کانادا کرده و همراه با هم نسل های آگاه و مبارز خود در جامعه کانادا
به فعاليت های اجتماعی انقلابی مشغولند، مورد حمله خشونت آميز پليس
ضدخلقی حافظ منافع سرمايه داری قرار گرفتند.
فعالين چريکهای فدايی خلق ايران- تورنتو
يکشنبه 27 جون 2010
حکومت
نظامی در مرکز شهر تورنتو و يورش وحشيانه پليس به مبارزين آزاديخواه
يکشنبه ٢٧ جون 2010
از روز چهارشنبه ۲٣ تا ٢٧ جون 2010 ، رؤسای جمهور
و نخست وزيران ثروتمندترين کشورهای جهان در استان اُنتاريو (کانادا)
گرد هم آمدند تا بحران کنونی سرمايه داری جهانی و راه های "برون رفت"
از آن را مورد بررسی قرار دهند. از همان ابتدا برای خيلی ها مشخص بود
که دولت کانادا از نشست جی- ٨ و جی- ٢٠ به عنوان بهانه ای برای افزايش
کنترل پليس بر جامعه و محدود کردن آزادي های دمکراتيک توده ها استفاده
خواهد کرد. عملکرد خشونت آميز پليس با تظاهر کنندگان روزهای جمعه و
شنبه و يکشنبه (۲٥ تا ۲٧جون) اين واقعيت را ثابت کرد. دستگیری های دسته
جمعی و خشونت پلیس در برخورد با مردم شهر در تمام طول روز یکشنبه ادامه
پیدا کرد.
پس از تظاهرات روز شنبه، پليس با استفاده از عکس
ها و فيلم هايی که با دوربين های مدار بسته گرفته بود صدها نفر از شرکت
کنندگان در تظاهرات را دستگير کرد. برخی در خانه هايشان و يا در
خوابگاه های دانشگاه و برخی نيز در خيابان و يا در اتوبوس و قطار در
راه بازگشت به خانه دستگير شدند. هر چند که از تعداد دقيق دستگير شدگان
شنبه شب اطلاعی در دست نيست، اما طبق آمار دولتی بيش از ٦٠٠ نفر در طول
سه روز تظاهرات دستگير شده اند، اما کسانی که در تظاهرات شرکت داشتند و
شاهدان عينی معتقدند که تعداد دستگير شگان خيلی بيشتر از اين تعداد
بوده است.
حتی برخی از کسانی که مردم در تظاهرات شاهد رفتار
مسالمت آميزشان بودند، در يورش های پليس به خانه ها و خوابگاه های
دانشگاه تورنتو ، دستگير شدند. بسياری از جوانان آگاهی که تنها گناهشان
فعاليت در سازمان های اجتماعی محلی و گروه های حمايت از حيوانات و محيط
زيست و غيره است، جزء دستگیر شدگان می باشند.
به عنوان مثال يک جوان کانادايی را به جرم خشونت
دستگير کردند؛ در حالیکه همه کسانی که در طول تظاهرات در کنار وی قرار
داشتند شاهد بودند که تنها کاری که اين شخص مي کرد حرف زدن با افراد
پليس بود. او حتی در فيلم هائی هم که از تظاهرات پخش شده در حال حرف
زدن با پليس ديده ميشود که با لحنی بسيار آرام به پليسی ميگويد "بايد
به جای ايستادن در مقابل مردم، در کنار مردم فقير و گرسنه و بيکار و بی
خانمان جا بگيری و از آنها حمايت کنی. از اين کار سرکوب مردم دست
بکش..." او جوان آگاهی به نظر ميرسيد که نظر همه تظاهر کنندگان را جلب
کرده بود. اما روز بعد صحنه دستگيريش را در تلويزيون نشان دادند. حتی
در لحظه دستگيری نيز روحيه آرام اما اعتراضی خود را حفظ کرده بود.
صحنه دستگيری دختر نوجوانی را نيز در تلويزيون نشان دادند که هيچکس
رفتار متين اش را در صف تظاهرات فراموش نخواهد کرد.
در اعتراض به اين دستگيری های شبانه، مردم تورنتو
در روز يکشنبه به خيابان های مرکز شهر رفتند. بسياری از آن ها در جلوی
زندان موقتی که بازداشت شدگان در آن جا به سر می بردند تجمع نموده و به
آواز خوانی پرداختند تا صدايشان را به گوش دوستانشان که در داخل سلول
ها بودند برسانند و به آن ها بگويند که تنها نيستند.
اما پليس با اين افراد که صرفا برای حمايت از
دستگير شدگان آمده بودند نيز با خشونت رفتار کرده و ده ها نفر از آنان
را نيز بازداشت کرد.
مردم معترض که در خيابان های مرکز شهر جمع شده
بودند، ساعت ها تشنه و گرسنه در سرما و زير باران شديد در محاصره پليس
قرار گرفتند و پليس از خروج آن ها از زير باران نيز جلوگيری مي کرد.
در اين روز پليس به حرکت احمقانه ای دست زده و
تلاش مي کرد گيجی های روز قبل خود را جبران کند. در روز قبل (شنبه)
تمام نيروی پليس در کنار حصار محل نشست جمع شده بودند و ديگر خيابان
های شهر عملا تحت کنترل تظاهر کنندگان قرار گرفته بود. هرچند که برخلاف
تبليغات نادرست پليس، تظاهر کنندگان امنيت شهر را به خطر نيانداخته
بودند.
اما در روز يکشنبه پليس نيرو هايش را در تمام
خيابان های مرکز شهر پخش کرد. درحالي که ديگر کسی در آن خيابان ها
نبود. به عنوان مثال در روز شنبه خيابان "یانگ" در تسلط کامل تظاهر
کنندگان بود. اما روز يکشنبه هيچکسی در خيابان "يانگ" ديده نمي شد و
همه برای حمايت از دستگير شدگان به خيابان "دافرين" رفته بودند. اما
پليس بخشی از نيروهايش را به خيابان خالی "يانگ" (صحنه شکست پليس در شب
قبل) فرستاده بود. مردم اين صحنه ها را در تلويزيون دنبال کرده و به
حماقت پليس می خنديدند.
برخلاف روز شنبه که پليس گيج شده بود، روز يکشنبه
با برنامه ريزی به مردم حمله کرد. مردم زيادی برای اعتراض به حملات
وحشيانه پليس به تظاهرات روز قبل، به مرکز شهر تورنتو رفتند. اما پليس
مردم را در چهار راه ها محاصره و دستگير کرد و از پيوستن آن ها به
يکديگر و شکل دادن به يک تظاهرات گسترده جلوگيری به عمل آورد.
در واقع پليس تورنتو وحشت زده از تجمع مجدد مردم،
همه چهار راه ها و خيابان های شهر را به محاصره خود درآورد و در هر
گوشه گروهی از مردم را به تله انداخت. در هر چهار راه و خيابان تعدادی
را محاصره کرده و از پيوستن آن ها به کسانی که در خيابان مجاور قرار
داشتند، جلوگيری کرد. درحالي که برخی از اين مردم هم برای کارهای
روزمره اشان و يا از روی کنجکاوی و مشاهده و عکس گرفتن از برخوردهای
پليس "يک ميليارد دلاری" تورنتو به خيابان ها آمده بودند و البته
بسیاری هم به قصد تظاهرات آمده بودند.
پليس عکس ها و فيلم هايی را که از طرق مختلف
(منجمله دوربين های مدار بسته جديد) از صحنه های تظاهرات شب قبل تهيه
کرده بود به پليس شهر های ديگر نيز فرستاد که فعالين سياسی شهر های
اطراف تورنتو را نيز به اين وسيله دستگير کنند. دختر جوانی (ايرانی-
کانادايی) که برای حمايت از يکی از هم کلاسی هايش که دستگير شده بود به
محل بازداشتگاه آمده بود، در گفتگو با خبرنگاران ميگفت "دوست من يک
فعال اجتماعی است. من ديروز در تمام طول تظاهرات با او بودم و شاهد
هستم که هيچ کار غير قانونی نکرده است، در شکستن شيشه ها و غيره نقش
نداشته و نبايد دستگير مي شد."
در روز يکشنبه دسته های کوچک و بزرگی از مردم به
شيوه گروهی دستگير شدند. گروهی دوچرخه سوار به سمت خیابات های "کوئين"
و "دافرين" (محل نگهداری زندانیان) می رفتند که به تله پليس افتادند.
پليس با بی رحمی کامل به آن ها حمله کرده و دستگيرشان کرد. چندين پليس
به يک دختر جوان که به خشونت پليس اعتراض کرد حمله کردند و او را از
روی دوچرخه اش پائين کشيده و به داخل ماشين پليس انداختند. چند پليس او
را زير صندلی عقب اتومبيل انداختند و خودشان روی صندلی نشستند و
پاهايشان را روی او گذاشتند. و به اين طريق بینندگان ایرانی را یاد
صحنه های دستگيری در خيابان های تهران انداختند.
تعداد ديگری تظاهر کننده در اعتراض به خشونت پليس،
به سمت دفتر تشکلی به نام "مرکز سازماندهی اجتماعی مردم محل ترينيتی"
که تشکلی اجتماعی است و چند تن از رهبرانش دستگير شده اند، حرکت مي
کردند که مورد حمله پليس واقع شدند. همه آن ها دستگير شدند.
دسته ديگری که به سمت دادگاهی در خيابان "فينچ"
نزديک به اتوبان ٤٠٠ در حرکت بودند نيز توسط پليس محاصره و دستگير
شدند. برخی از آنان والدينی بودند که برای ديدن فرزندان دستگير شده
اشان می رفتند.
مردم با دیدن سرکوبگري های پليس آنها را هو مي
کردند و به اين وسيله خشم و نفرتشان از اعمال وحشيانه پليس را نشان می
دادند.
برخی از بازداشت شدگانی که آزاد شده اند در مورد
خشونت پليس در زندان افشاگری کرده اند. پليس آن ها را ساعت ها (در
مواردی بيش از ١۲ ساعت) در سلول های انفرادی بدون دستشويی و بدون آب و
غذا نگه داشته و به آن ها اجازه تماس با خانواده ها و يا وکيل هم نمی
داده است. برخی از مردم روشنفکر
کانادا که هنوز خاطره ديدن صحنه های تلویزیونی رفتار وحشيانه پاسدار ها
با جوانان ايرانی در تظاهرات سال گذشته را به ياد دارند می گفتند
"تورنتو به ايران دوم تبديل شده است."
چند عکاس و خبرنگار نيز در ميان دستگير شدگان
بودند. در خيابان "کوئين" پليس به خبرنگارها (که همه کارت های خبرنگاری
اشان را به لباس هايشان زده بودند) مي گفت "اگر از داخل جمعيت خارج
نشويد دستگير خواهيد شد."
يک خبرنگار انگليسی مي گفت "با تجربه ای که من از
اين گونه وقايع در اروپا دارم، به نظر مي رسد که اطلاعاتی در رابطه با
تظاهرات و يا حرکت های ديگر به پليس داده شده و از اين جهت است که پليس
اینگونه کورکورانه به دستگيری های دسته جمعی دست زده است. يعنی پليس
ميداند که قرار است اتفاقی بيافتد و وحشت برش داشته است."
در تقاطع خیابان های "کوئين" و "اسپاداينا" (که تا
ساعت ١١ شب قبل نيز محل حمله وحشيانه پليس به تظاهر کنندگان بود) پليس
به مردم دستور مي داد که پراکنده شوند، اما کسی نمی خواست دستور پليس
را انجام دهد. در نتيجه همه کسانی که در چهار راه بودند محاصره شده و
يکی يکی دستگير شدند.
به دلیل اوضاعی که در شهر شکل گرفته بود بسياری از
ايستگاه های قطار شهری (مترو) بسته شد. يک زن ايرانی که کارگر يکی از
کارخانه های خارج از شهر است مي گفت که "روز جمعه پس از ١۲ ساعت کار
مشقت بار در کارخانه مجبور شدم با تعويض چندين اتوبوس به خانه برگردم.
ساعت ها طول کشيد. نيمه های شب خسته و کوفته به خانه رسيدم. کاش نرفته
بودم سرکار. اين شندرغاز مزد روزانه ای که مي دهند به جهنم. کاش می
آمدم تظاهرات و خشم ام را سر اين دولت های امپرياليستی که رژيم جمهوری
اسلامی را برای ما اختراع کردند، درمی آوردم."
روز يکشنبه ، مشاهده وحشيگری های پليس به اين ايده
دامن زد که آتش زدن ماشين های پليس و شکستن شيشه ها در تظاهرات شب قبل
نيز کار خود پليس بوده است. البته چنين عملکردی توسط پليس کانادا بی
سابقه نيست. در سال ۲٠٠٧ در نشست سران کشورهای آمريکای شمالی که در
"مونت بل" در استان "کوبک" کانادا برگزار شد، فيلمی منتشر شد که پليس
های لباس شخصی را نشان مي داد که با پرتاب سنگ و شکستن شيشه ها تظاهر
کنندگان را به انجام کارهای مشابه تشويق مي کردند تا فضا را برای سرکوب
وحشیانه آن ها آماده کنند. افشای اين مسئله موجب رسوايی شديد پليس شد.
اين گونه اعمال در پليس کشورهای ديگر نيز سابقه
دارد. به عنوان مثال در جريان نشست جی-٨ در سال ۲٠٠١ در شهر "جنوا"
ايتاليا نيز معلوم شد که افراد پليس با لباس شخصی در ميان تظاهر
کنندگان رفته و اقدام به خرابکاری کرده بودند.
عملکرد پليس تورنتو در روز يکشنبه ۲٧ جون 2010،
حمله آن ها به خانه های مردم و خوابگاه های دانشگاه تورنتو و دستگيری
صدها فعال اجتماعی، دستگيری های کورکورانه در خيابان ها و حمله و ضرب و
شتم مردم ، نقاب از چهره "دمکراسی" سرمايه داری در کشورهای متمدن هم
برداشت و نشان داد که آن دسته از افراد و گروه ها که به اين دمکراسی
طبقه سرمايه دار جهانی توهم دارند و آن را بهشت برین می دانند، چقدر در
اشتباه به سر می برند.
فعالين چريکهای فدايی خلق ايران - تورنتو
دوشنبه ۲٨ جون 2010
نشست جی- ٨
و جی- ٢٠ در تورنتو، بهانه ای برای پليسی کردن جامعه کانادا
و سلب
آزادي های دمکراتيک از مردم اين کشور!
همانگونه
که در گزارشهای قبلی فعالین چریکهای فدایی خلق اشاره شده بود، از روز
چهارشنبه ۲٣ تا ٢٧ جون رؤسای جمهور و نخست وزيران ثروتمندترين کشورهای
جهان در استان اُنتاريو (کانادا) پشت درهای بسته و ديوارهای امنيتی يک
ميليارد دلاری در دو نشست معروف به جی- ٨ و جی- ٢٠ شرکت نمودند تا برای
مقابله با بحرانی که سر تا پای نظام سرمايه داری را فراگرفته چاره
انديشی کنند و طبق معمول بار هر چه بيشتری از اين بحران را بر دوش
کارگران و زحمتکشان جهان سرشکن کنند. جهت محافظت از اين نشست
ها
، دولت کانادا بيش از ٧٠٠٠ پليس ويژه و مأمورين سازمان جاسوسی (سيس) و
پليس سواره کانادا (سوار بر اسب يا دوچرخه) مجهز به گاز اشک آور، اسپری
فلفل و تفنگ های مخصوص شليک گلوله های پلاستيکی را بسيج نموده بود تا
با يورش وحشيانه به حقوق دمکراتيک شهروندان اين کشور، اعتراضات به حق
مردم را سرکوب و شهر تورنتو را "امن" نمايند.
اين اولين
باری است که اين نشست ها پشت سرهم و در يک کشور برگزار ميشوند. در
ابتدا نشست جی- ٨ در شهر تفريحی "هانتزويل" در شمال شهر تورنتو، و سپس
نشست جی- ٢٠ در مرکز شهر تورنتو برگزار شد. تعداد شرکت کنندگان و
همراهان آن ها در اين نشست ها بيش از هزار نفر بود.
تورنتو که
بزرگترين شهر و مرکز مالی کانادا تلقی می شود، از هفته ها قبل از شروع
اين نشست ها شاهد بزرگترين و پرخرج ترين تدارکات امنيتی (يک ميليارد
دلاری) در تاريخ اين کشور (و شايد بتوان گفت در تاريخ جهان) بود.
دولت محافظه کار کانادا (به نخست وزيری
"استفان هارپر") چند روز پيش از شروع نشست اعلام کرد که مخارج تخمينی
تدارکات امنيتی اين نشست ها ٩٣٠ ميليون دلار است. اما پس از انجام نشست
ها اعلام شد که بيش از 2/1 ميليارد دلار برای حفاظت سیاستمداران
از گزند اعتراضات مردم مصرف شده است. با مقايسه اين رقم با آمار ديگر
مربوط به رويداد های پر اهميت ميتوان به
حجم بيش از حد مخارج امنيتی جی- ٨ تورنتو
و تلاش بی سابقه دولت کانادا برای سرکوب آزادي های مردم پی برد. به
عنوان مثال مخارج نشست جی-۲٠ در ماه اپريل 2009 در انگلستان ٣٠
ميليون دلار، و هزينه حفظ امنيت نشست پيتزبرگ (پنسيلوانيا- آمريکا) در
سال گذشته حدود ١٨ ميليون دلار بود.
عملکرد
دولت و پليس کانادا از اولين روزهای ماه جون نشان داد که دولت کانادا
قصد دارد از نشست جی- ٨ و جی- ٢٠ به عنوان فرصتی برای محدود کردن آزادي
های دمکراتيک شهروندان کانادا و بهانه ای برای افزايش کنترل پليس بر
جامعه استفاده کند. عملکرد پليس در روزهای نشست نيز اين واقعيت را
اثبات کرد.
از دو
هفته پيش از شروع نشست ها هزاران نفر از نيروهای پليس فدرال، پليس
ايالتی اُنتاريو، نيروهای ضد شورش، نيروهای ويژه ارتش، و همين طور
نيروهای
سازمان اطلاعات و امنيت کانادا (سيس) در شهر تورنتو مستقر شدند.
علاوه بر نيروهای دولتی، اماکن متعلق به سرمايه داران بزرگ در مرکز شهر
توسط هزاران پليس لباس شخصی (متعلق به شرکتهای امنيتی خصوصی) و کارآگاه
های خصوصی نيز حفاظت مي شد. پليس علنأ اعلام کرد که نيرو های لباس شخصی
خود را همراه با نيروهای
"سيس"
در خيابان های شهر تورنتو به جمع آوری اطلاعات (بخوان جاسوسی بر
عليه مردم) و تدارکات امنيتی گمارده است. حدس بسيار قوی وجود دارد که
بسياری از تلفن های شهر نيز تحت کنترل "سيس" قرار داشتند (برخی مدعی
هستند که تلفن ها هم اکنون نيز در جريان گسترش دستگيری ها هم چنان تحت
کنترل می باشند.)
چند هفته
پيش از شروع نشست ها، چندين راننده کاميون افشا کردند که پليس از آن ها
خواسته که نقش جاسوس را بر عليه سازماندهندگان تظاهرات جی- ٢٠ بازی
کنند اما آن ها از انجام اين کار خودداری کرده اند.
تمام مرکز
شهر تورنتو از چندين هفته قبل از شروع نشست ها به شکل يک شهر محاصره
شده نظامی درآمد. خيابان های اطراف محل نشست در مرکز شهر تورنتو با
نرده ها و سيم های خاردار چند لايه ای (به طول بيش از ٦ کيلومتر) مسدود
شد و گشت های پليس تا شعاع يک کيلومتری اطراف آن را دايمأ تحت کنترل
داشتند. پليس اين منطقه محصور شده را "منطقه سرخ امنيتی" خواند و در
داخل آن نيز بازداشتگاهی موقت برای زندانی کردن تظاهر کنندگان دستگير
شده ساخت. ٧٧ دوربين تازه خريداری شده در خيابانهای اطراف "منطقه سرخ"
نصب شد و چندين دستگاه صوتی ضد شورش نيز توسط پليس تورنتو خريداری شد و
نيروهای پليس به گوشی های حفاظتی مجهز شدند. گفته ميشود صدايی که از
اين دستگاه ها پخش ميشود صدماتی غير قابل جبران به انسان وارد میکند.
روی پشت
بام ساختمان های بلند، منجمله سفارت آمريکا چندين تک تيرانداز مجهز به
سلاح های پيشرفته گمارده شدند. کشتی و نيرو های نيروی دريايی کانادا
نيز در درياچه انتاريو در جنوب شهر تورنتو مستقر شده و به حال آماده
باش درآمدند.
از چند
هفته قبل برای ساکنين مرکز شهر تورنتو کارت های شناسايی مخصوص صادر شد
که بايد آن ها را در حين عبور و مرور در مرکز شهر با خود حمل مي کردند.
هر روز
پليس ويژه با سگ های تعليم ديده اشان در خيابانهای اصلی و فرعی شهر در
حال تردد بودند. خلاصه آن که تمامی این اقدامات "پیشگیرانه" و در واقع
سرکوبگرانه، پیش از هر چیز شدت هراس سرمایه داران مفت خور و استثمارگر
و دولت های کارگزار آن ها را از توده های معترض نشان می داد.
ترس پلیس
سرمایه از شدت نفرت توده ها چنان بود که در کمال ناباوری عمومی، از چند
روز پيش از شروع نشست ها، حتی درختچه های کنار خيابان ها ريشه کن شدند،
جعبه های فروش روزنامه، گلدان های تزئینی بزرگ جلوی آپارتمان ها، نرده
های مخصوص دوچرخه و سطل های آشغال کنار خيابان ها (در مرکز شهر) جمع
آوری شدند. پليس قفل دوچرخه هايی را که به نرده های مخصوص دوچرخه بسته
شده بودند را مي شکست و آن ها را می برد (در واقع می دزديد) و برای
توجيه اين عمل ادعا شد که اين دوچرخه ها را تظاهر کنندگان در خيابان ها
کار گذاشته اند که در روزهای تظاهرات از آنها به عنوان سلاحی عليه پليس
و يا برای شکستن شيشه های مغازه ها استفاده کنند! فيلمی نيز از صحنه
برداشتن يکی از اين دوچرخه ها توسط پليس از تلويزيون ها پخش شد که در
آن دوچرخه ای نشان داده ميشد که زنجير نداشت و قابل استفاده نبود. اين
طور ادعا شد که تظاهر کنندگان با برنامه ريزی قبلی دوچرخه های خراب و
بی مصرف را در خيایان ها گذاشته اند که در روزهای تظاهرات از آنها به
شکل سلاح عليه پليس استفاده کنند.
در روزهای
برگزاری نشست ها ناگهان تعداد پليس در خيابان ها چندين برابر شد. در
همه تقاطع های اصلی مرکز شهر پليس ضد شورش مسلح پياده و يا سوار بر اسب
و دوچرخه مستقر شدند.
در هفته
پيش از شروع نشست ها چندين تظاهرات کوچک مسالمت آميز توسط برخی از
نيروها و سازمان های محلی انجام شد. اما پليس با آن ها برخوردی خشونت
آميز کرد. پليس که نمی توانست در ملأ عام در خيابان های شلوغ در روزهای
هفته به اين تظاهرات کوچک و مسالمت آميز حمله کند، در شب جمعه ۲٥ جون ،
بدون داشتن اجازه بازداشت به خانه چند تن از اين تظاهر کنندگان ريخت و
آن ها را از رختخواب بيرون کشيده و دستگير کرد.
پليس که
می دانست با وجود مردم در خيابان ها و احتمال حمايت آن ها از تظاهر
کنندگان، نمی تواند تظاهرات را خوب کنترل کند ، برای خالی کردن شهر از
مردم در روزهای شنبه و يکشنبه به ترفندهای مختلف و از جمله پخش شایعه
حضور تروریست ها در شهر، دست زد. اين کار به دلايل مختلف صورت گرفت. يک
دليل عمده جو سازی بر عليه تظاهر کنندگان و ايزوله کردن آنان و در
نتيجه آسان تر کردن سرکوب آن ها بود. پليس برای رسيدن به اين هدف
وانمود می کرد که اطلاعاتی به آن ها رسيده که تعدادی "خرابکار و
تروريست" قصد رخنه در تظاهرات را دارند. قصد دیگر پليس از اين کار
ترساندن مردم از تظاهرات و تظاهر کنندگان بود. از روز پنجشنبه ۲٤ جون
همه ادارات دولتی و اکثر ادارات غير دولتی در مرکز شهر تورنتو تعطيل
شدند. مرتبأ از طريق رسانه ها اعلام مي شد که عمليات امنيتی و "ضد
تروريستی" پليس در جريان است و مردم بايد از رفت و آمدهای غير ضروری در
مرکز شهر تورنتو خودداری کنند. تابلوهای الکترونيکی تبليغاتی اتوبان
های منتهی به مرکز شهر که معمولأ برای رساندن پيام های مربوط به مقررات
رانندگی (مانند ضرورت بستن کمربند و عدم نوشيدن مشروب های الکلی و عدم
استفاده از تلفن دستی در هنگام رانندگی) مورد استفاده قرار مي گيرند،
از يک هفته پيش از شروع نشست ها به ابزاری برای ايجاد ترس و وحشت (از
تظاهر کنندگان) در ميان مردم تبديل شدند. در اين تابلو ها تذکر داده مي
شد که حوادث بزرگی در شرف وقوع است و مردم بايد از رفت و آمد غير ضروری
به مرکز شهر خودداری کنند.
راديو و
تلويزيون مرتبأ با نشان دادن خانواده های شاد و سر حالی که در حال ترک
شهر و رفتن به ييلاق و گردش و تفريح بودند، مردم را تشويق به تخليه شهر
مي کرد. برخی از ساکنين مرکز شهر نيز برای يک هفته آذوقه ذخيره کرده و
از خانه خارج نشدند.
در نتيجه
پليس عملأ با استفاده از تمام حربه های روانی و ترساندن مردم توانست
مرکز شهر را تا حدی تخليه و صحنه را برای سرکوب تظاهر کنندگان آماده
کند. سرکوب های وحشيانه و دستگيری های کور و گسترده ای که در روز شنبه
و يکشنبه به وقوع پيوست نشان دهنده اين واقعيت است.
طبق آمار
دولت در سه روز تظاهرات بيش از ٦٠٠ نفر دستگير شدند. بسياری از دستگيری
ها در منطقه ای که پليس آن را به عنوان "منطقه آزادی بيان" مشخص کرده
بود، انجام شدند. اين موضوع معنای واقعی "آزادی بيان" از نظر طبقه
سرمايه دار و دستگاه دولتی حامی آن را به مردم نشان داد. دستگير شده ها
در زندان موقتی در زمين يک استوديوی فيلم سازی نگه داری مي شدند.
در
تظاهرات روز شنبه بسياری از تظاهر کنندگان که هیچ حرکت غير عادی در
رفتارشان ديده نمی شد، مورد ضرب و شتم پليس قرار گرفتند.
پليس در
حملات وحشيانه خود (بخصوص در شنبه شب و در روز يکشنبه) هر کسی را که
دستش می رسيد، از مردم عادی و تظاهر کنندگان گرفته تا توريست ها و گدا
ها و معتاد های سرگردان در شهر و خبرنگاران را دستگير می کرد. در روز
جمعه فرد کر و لالی را دستگير کردند که کنار تظاهرات قدم ميزد و اخطار
پليس را نشنيد. پليس او را در همان خيابان زير مشت و لگد گرفت و تنها
پس از مداخله تظاهر کنندگان، پليس متوجه شد که کر و لالی را به جای يک
"تروريست" گرفته است!
زن
خبرنگاری به نام "ايمی ميلر" که در روز يکشنبه دستگير شده بود امروز پس
از آزاد شدن از زندان، در راديو اعلام کرد که پليس با او رفتار بسيار
بدی داشته و او را شديدأ کتک زده اند. او ميگفت که چند پليس در موقع
دستگيری او را تهديد به تجاوز جنسی کردند و به او گفتند "آنقدر دسته
جمعی به تو تجاوز می کنيم که ديگر نتوانی با تظاهر به خبرنگار بودن به
تظاهرات ضد دولتی بروی."
خبرنگار
ديگری به نام "مک کايزک" ميگفت که "در هنگام دستگيری با اينکه خطاب به
پليس فرياد ميزدم که نزنيد. من خبرنگار هستم، قلبم را عمل کرده ام،
دستگاه تنظيم ضربان قلب دارم. با اين حال آن ها به کتک زدن من ادامه می
دادند. يکی از پليس ها بلوزم را بالا زد و چون که جای عمل را روی سينه
ام نديد، من را به دروغ گويی متهم کرده و شروع کردند به محکمتر و بيشتر
زدن."
پليس از
حوادثی مانند بمب گذاری در ماه مه گذشته در يکی از شعب بانک "رويال
بانک" در شهر "اتاوا" (که به دنبال درگيری ميان سرخپوست ها و دولت رخ
داد) به عنوان بهانه ای برای افزايش بودجه پليس و ديگر نيروهای انتظامی
و نظامی در سرکوب آزادي های دمکراتيک مردم کانادا استفاده کرد. سخنان
"تونی کلمنت" وزير صنايع کانادا که گفته بود "تا قبل از بمب گذاری
رويال بانک در اتاوا، مردم به افزايش بودجه پليس اعتراض داشتند. اما
حالا ديگر ما را سوال پيچ نمی کنند" اين واقعيت را به روشنی ثابت
ميکند. بر اساس چنين واقعياتی است که برخی از مردم مدعی اند که آن بمب
گذاری هم کار خود پليس بوده است.
در روز شنبه موضع گيری راست اتحاديه
CLC
که کاملأ به نفع پليس و برعليه مردم بود منتشر شد و
ماهيت و خصلت ضد مردمی اين گونه اتحاديه های زرد مشخص شد.
CLC بدون محکوم کردن خشونت های پليس، با لحنی نوکر صفتانه در
اطلاعيه خود نوشت که از دستورات قانونی دولت و پليس پيروی کرده اما
"آنارشيست ها" به خرابکاری پرداختند.
برخلاف موضع گيری ضد مردمی اتحاديه
CLC
، خشونت هايی را که در جريان تظاهرات رخ داد بايد در چهارچوب واقعيات
موجود در جامعه کانادا بررسی کرد
و آن
را عکس العمل طبيعی و بر حق توده ها در مقابله با شرايط ظالمانه
ای ديد که سرمايه داران شکل داده اند.
همچنين
اين امر را هم بايد در نظر داشت که تجربه نشان داده که پليس کانادا
هميشه در تظاهرات رخنه کرده و توسط جاسوسان خود به خرابکاری دست می زند
که بتواند تظاهر کنندگان را "خرابکار و آنارشيست" ناميده و به اين
بهانه به دستگيری های گسترده دست بزند. حتی خود پليس کانادا نيز به
دليل وجود شواهد زيادی در اين رابطه نتوانسته واقعيت وجود جاسوسان پليس
در ميان تظاهر کنندگان و نقش آن ها در تحريک تظاهر کنندگان را کتمان
کند. هر گاه که در اين مورد از پليس کانادا سوال شده با اين جواب که
"پليس تاکتيک هايش را علنی نميکند" غيرمستقيم وجود جاسوسان را تأئيد
کرده اند.
بنابراين، رویدادهای چند روز اخیر در تورنتو نشان داد که خرابکاران
واقعی نيروهای جاسوس پليس هستند نه آن طور که دولت و پليس و اتحاديه
CLC
ادعا ميکنند، تظاهر کنندگان. واقعيت اين است که مسئوليت هر نوع خشونتی
که در تظاهرات سه روزه تورنتو رخ داد تنها به گردن پليس و دولت است.
فعالين چريکهای فدايی خلق ايران- تورنتو
دوشنبه ۲٨ ژوئن2010