تاریخ جنبش دانشجویی در ایران روایتگرسرکوب و هجوم حاکمیت وقت بوده است

یازده سال از سحر گاه خونین 18 تیر می گذرد ، واقعه ای که با حمله به کوی دانشگاه در تیز ماه سال 78 شروع شد نقطه اثر خود را در تاریخ جنبش دانشجویی ایران  بر جای گذاشته است و دامنه این حرکت بر کل جنبش آزادی خواهی و دموکراسی طلبی ایرانیان تاثیرات خود را به ظهور رسانده است .
اگر در خرداد 88 به بهانه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر مردم ایران به شکلی دیگر پی گیر مطالبات تاریخی خود برای بر قراری حاکمیت ملی و حکومت مردمی شدند ، بی شک این جنبش فرا گیر تابعی بزرگتر از آن چه بود و هست که در تیرماه 88 موقع پیوست آن شمع در دست دانشجویان اکنون مبدل به مشعلی فروزان فرا روی ملت ایران شده است ، حال فقط صحبت از آرمانهای دوران دانشجویی نیست بلکه حقیقت ناب آزادی خواهی و عدالت طلبی به گفتمان اصل تبدیل شده است.
اما هنوز ابعاد گسترده ولی نادیده و نا گفته این رخداد تلخ پس از گذشت این سالیان پنهان باقی مانده است .
فرمان حمله به کوی دانشگاه تهران از سوی چه مقامی صادر شد که فرمانده وقت نیروی انتظامی تهران با استناد به آن فرمان خود را فقط یک مجری اوامر می داند و از تمامی اتهامات مبرا و در عین حال ننگ هجوم به دانشگاه و خوابگاه دانشجویی را به جان بخرد و این چنین با شقاوت دانشجو را مورد تعرض قرار بدهد.
 در شب 18 تیر در کنار ماموران نیروی انتظامی افراد لباس شخصی حضور داشتند که اوج خشونت در رفتار آنان دیده شد پرتاب دانشجو از طبقات بالای خوابگاه بر کف حیاط ، چماق بر سر و چاقو بر تن دست بند بر دست دانشجو زدند و با رکیک ترین الفاظ دانشجویان را بازداشت می کردند . وسایل زندگی در خوابگاه را به تاراج بردند واز تخریب کردن اسباب دانشجویان دریغ نورزیدن به گونه ای که حتی درب اتاق ها هم از این  حمله مصون باقی نماند . اما هنوز پس از یازده سال آنان در امنیت کامل بسر میبرند به همین دلیل بار دیگر در خرداد 88 فاجعه حمله به کوی دانشگاه توسط همان عوامل تکرار شد، این بار با قساوتی بیشتر تا دانشجو تاوان حق خواهی و مظلومیت خود را بدهد .
در سال 78خبر انتقال دانشجویان به مکانهای نا معلوم که خارج از زندانهای رسمی بودند از سوی بازداشت شدگان مطرح شد . مکانهایی که بیشتر شبیه پادگان نظامی بودند تا بازداشتگاها و زندانهای شناخته شده ،دانشجویان آزاد شده از بدرفتاری شدید ، فحاشی ، تهدید به تجاوز ، شکنجه و ضرب و شتم خود خبر دادند ، این اخبار هیچگاه از سوی مقامات مورد بررسی و حقیقت یابی قرار نگرفت و به جای آن دانشجویان مورد تهدید بیشتر قرار گرفتند که از این حرفها نزنند در غیر اینصورت عواقب سختی در انتظار آنان خواهد بود .
اگر همان موقع این اطلاعات بدست آمده در مورد بازداشتگاهای غیر قانونی توسط دولت اصلاحات مورد بررسی قرار می گرفت در سالیان بعد با بازداشتگاه کهریزک مواجه نمی شدیم که بهترین فرزندان ایران زمین در آن شکنجه شوند و مظلومانه به شهادت برسند .
پرونده سازی، بازداشت ، محاکمه و زندانی کردن فعالان سیاسی و دانشجویی پس از فاجعه 18 تیر که جرمی بیش از آگاه ساختن جامعه نداشتند و به همین اتهام تا پای چوبه اعدام برده شدند و هنوز افرادی چون بهروز جاوید تهرانی که از تیرماه 78 در سخترین شرایط در زندان بسر می برد و زنده یاد اکبر محمدی که جان پای ایمان و اعتقاد خود به آزادی نهاد و در زندان جان سپرد و هیچگاه چگونگی این جان سپردن اعلام نشد.
وزرات اطلاعات جمهوری اسلامی که از آن زمان توسط اصلاح طلبان دولت خاتمی اداره می شد . برای دگرگونی حقایق و آنچه در جامعه می گذرد اطلاعیه هایی صادر نمود که هیچگاه از واقعیت موجود و مجرمان اصلی یادی و نامی نشد و به جای آن به دانشجویان و شخصیتهای آزادیخواه و فعالان سیاسی و تشکل های مستقل دانشجویی و گروها و احزاب سیاسی ، اتهامات بسیاری وارد شد . که همین اتهامات مبنای صدور کیفر خواست و احکام سنگین زندان و حتی اعدام برای دانشجویان و فعالان سیاسی گردید .
وزیر کشور وقت و معاون سیاسی آن آقای تاج زاده در ریز روی دادها به عنوان یکی از اعضای شورای عالی امنیت ملی قرار داشتند آقای تاج زاده دانشجویان را به پایبندی به قانون ، پرهیز از تشنج و گفتگو در فضای مناسب دعوت می کردند . با توجه به حضور فعال ایشان در تیر ماه 88 تا کنون هیچ نکته ای که راهگشا به سوی حقیقت باشد نگفته است . ایشان که خود ده سال بعد با اتهامات مشابه راهی زندان شده اند آیا فرصتی نیافته اند تا با مروری به آنچه که گذشته سخنی بگویند تا به روشن تر شدن ابعاد تاریک فاجعه 18 تیر کمکی نماید.
در سالگرد فاجعه 18 تیر ماه سال 88 و با پاسداشت خاطره زنده یاد عزت ابراهیم نژادکه در کوی دانشگاه به خاک و خون کشیده شد و دیگر جان باختگان گمنام آن روی داد باید اعتراف کرد که هر بار جنبش آزادیخواهی ملت ایران فرصت بروز می یابد این جنبش دانشجویی است که در صف اول و به شکل بی رحمانه مورد هجوم حاکمیت قرار می گیرد و دلیل آن این است که جنبش دانشجویی در ایران به عنوان آوانگارد و سخنگوی خواسته های ملی ایرانیان است و ندای آزادیخواهی از گلوی این جنبش است که طنین واقعی می یابد .
تاریخ جنبش دانشجویی در ایران روایتگر سرکوب و هجوم حاکمیت وقت بوده ، زیرا دانشگاه و دانشجو را مانعی برای استقرار کامل دیکتاتوری و خواسته های غیر قانونی و غیر مردمی خود دانسته اند
 

زنده باد آزادی – گسسته باد زنجیر استبداد- بر قرار باد دموکرسی

جبهه ی متحددانشجویی

هجدهم تیرماه 1389
 

 مافی بڵاوکردنه‌وه‌ی ئه‌م بابه‌ته‌ بۆ مالپه رى ئاشتي پارێزراوه‌ ، به‌‌ هێنانی ناوی سه‌رچاوه‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌م بابه‌ته‌ ئازاده‌

هرگونه‌ کپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است

Home