دیدار در لارناکا

   بهرام رحمانی

bahram.rehmani@gmail.com

 

دیدار در لارناکا، نام کتابی ست که به تازگی به زبان سوئدی، در سوئد منتشر شده است. نویسنده آن، خانم آذر محلوجیان، نویسنده و مترجم و عضو انجمن قلم سوئد است. موضوع این کتاب، ترور یک فعال سیاسی به نام غلام کشاورز (بهمن جوادی) است که به صورت یک رمان سیاسی - جنایی نوشته شده است.

در واقع رمان تازه خانم محلوجیان، ماجرای دختر جوانی به نام رزا است که بعدها متوجه می شود پدرش در قبرس توسط تروریست های حکومت اسلامی ایران به قتل رسیده است. حمید که برای دیدار مادرش به قبرس رفته بود در مرکز شهر لارناکا و در مقابل چشمان مادرش به قتل می رسد. حالا این دختر جوان جستجوگر، به دنبال کشف واقعه قتل پدر و شناخت شخصیت اوست. این جستجوها، او را به قبرس و ایران می برد...

خانم محلوجیان، زحمات زیادی در نوشتن این کتاب کشیده و سفری هم به لارناکا داشته و با پلیس آن جا، در رابطه با ترور غلام گفتگو کرده است. خواندن این کتاب، به ویژه برای جوانان ایرانی که در سوئد بزرگ شده اند و یا در سنین کوچکی همراه والدین خود به این کشور آمده اند، کمک می کند که درک عمیقی از جنایات و تروریسم حکومت اسلامی در ایران و این که در خارج کشور نیز دست از تهدید و ترور فعالین سیاسی برنمی دارد، پیدا کنند.

به نظرم این کتاب را باید به عنوان یک سند مهم دیگری به انبوهی از اسناد و مدارک و پرونده های تروریستی حکومت اسلامی افزود. این کتاب می تواند در هر دادگاه منصفی، چهره کریه حکومت اسلامی و تروریسم آن را به تصویر بکشد. هر چند که این کتاب درباره ترور غلام، یک کتاب نیست و یک رمان سیاسی - جنایی است اما نه تنها از ارزش و جایگاه آن به عنوان افشای سیاست های تروریستی حکومت اسلامی نمی کاهد، بلکه احساسات انسانی خواننده به ویژه خواننده سوئدی و جوانان ایرانی در سوئد را بر علیه تروریسم دولتی برمی انگیزد.

در پروسه نوشتن این کتاب، چند بار دیداری که با خانم محلوجیان داشتم و بخشی از این کتاب را برایم تعریف می کرد، به خصوص در شب معرفی کتاب که بسیاری از رفقایی قدیمی را نیز در آن جا دیدم، احساس غریبی داشتم. هم بی نهایت متاسف و متاثر بودم و هم به نوعی خوشحال شدم که غلام پس از دو دهه هنوز فراموش نشده است.

در واقع کسانی که در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زندگی خود را وقف مبارزه راه آزادی، برابری، شادی انسانی ها و روشنگری می کنند طبیعی ست که روزی به لحاظ فیزیکی از بین بروند اما آثار و نوشته ها و همه یادگارهایی که در جامعه از خود بر جای گذاشته اند، ماندگار می شود و هیچ قدرتی هم نمی تواند آن را از بین ببرد. حکومت اسلامی، غلام را ترور کرد اما نمی تواند آثاری که غلام از خودش در جامعه به یادگار گذاشته و یا در مورد او گفته و نوشته می شود، از بین ببرد بنابراین، سند زنده جنایت حکومت اسلامی است.

 

رفق غلام کشاورز، از کادرهای برجسته حزب کمونیست ایران، پناهنده سیاسی در سوئد بود که در سال 1989، برای دیدار مادرش به قبرس (لارناکا) رفت و هرگز برنگشت. غلام، شبانگاه چهارم شهریور سال 1368 برابر با بیست و ششم آکوست 1989، در قبرس (شهر لارناکا)، مورد سوء قصد تروریست های اسلامی قرار گرفت. سه گلوله به غلام اصابت کرده بود که یکی از ناحیه سر بود. او را به بیمارستان نیکوزیا، منتقل کردند و ساعاتی بعد بر اثر خون ریزی سر جان باخت. تروریست های حکومت اسلامی ایران، غلام را در مقابل چشمان مادرش، برادرش، همسر بردارش و هم چنین همسرش فریده آرمان به قتل رساندند.

فریده آرمان، این واقعه تکان دهنده و هولناک را چنین توصیف کرده است: ساعت نه و نیم شب بود که غلام کشاورز در جلوی چشمان من و برادر و مادرش در لارناکا به قتل رسید. من صدای شلیک زیادی شنیدم و فکر کردم که در جائی آتش بازی است. وقتی برگشتم غلام را دیدم که روی زمین افتاده و خون از او جاری ست، بلافاصله فهمیدم که چه اتفاقی افتاده است و شروع به فریاد کشیدن کرده و کمک می خواستم. فریاد من این بود که قاتلین در سفارت ایران هستند، تمام این لحظات به سرعت اتفاق افتاد.

 

چند روز پیش از سفر غلام به قبرس، ما از سوی موسس فدراسیون سراسری شوراهای پناهندگان ایرانی در استکهلم، تحت عنوان پناهندگان ایرانی چرا و چگونه باید متشکل شوند، جلسه عمومی داشتیم که من (بهرام رحمانی) مسئول اداره این جلسه بودم. پس از پایان جلسه، بر اساس قرار قبلی به همراه تنی چند از دوستان و اعضای حزب کمونیست ایران به منزل یکی از کادرهای حزب کمونیست ایران رفتیم تا در مورد اساسنامه و برنامه فدراسیون بحث و گفتگو کنیم. این بحث تا دیر وقت ادامه داشت. در حاشیه همین جلسه بحث هایی که در مورد فراکسیون کمونیسم کارگری در حزب کمونیست ایران در جریان بود بین غلام و من و یک رفیق دیگری که هم اکنون عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران است، رد و بدل شد. و هم چنین در رابطه با چگونگی سازمان دهی فدراسیون شوراهای پناهندگان ایرانی. غلام گفت که پس از بازگشت از سفر، این بحث ها را ادامه دهیم.

غلام، از چهره های شناخته شده مقاومت در زندان های حکومت پهلوی و یکی از بنیان گذاران حزب کمونیست ایران بود. کسانی که غلام از نزدیک می شناسند با تحلیل های سیاسی عمیق و همه جانبه و پیگیری تشکیلاتی اش و شوخی ها و خنده هایش و صمیمت هایش خاطرات زیادی دارند. و کسانی هم که با غلام با خواندن نوشته هایش آشنایی پیدا کرده اند، همواره وی را یک تحلیل گر سیاسی کمونیست، عضو برحسته حزب کمونیست ایران و فعال جنبش کارگری کمونیستی می دانند.

 

غلام، با فعالیت های پیگیر و دل سوزانه خود در راس ارگان های اصلی حزب کمونیست ایران چون عضویت در کمیته مرکزی، عضویت در کمیته سازمانده تشکیلات شهرهای ایران، کمیته خارج کشور حزب، کمیته رادیو صدای حزب کمونیست ایران و مسئولیت سازماندهی فدارسیون شوراهای پناهندگان ایرانی در خارج کشور، شایستگی خود را در عرصه سیاسی، تبلیغی و سازمان دهی تشکیلاتی و توده ای به خوبی نشان داده بود.

ما نمایندگان کنگره موسس فدراسیون سراسری شوراهای پناهندگان ایرانی را به یاد رفیق غلام و با عکس بزرگی که از او در کنگره قرار داده بودیم، برگزار کردیم. وقتی در کنگره موسس فدراسیون (ژوئیه 1990)، نوار آخرین سخنرانی غلام تحت عنوان پناهندگان چرا و چگونه باید متشکل شوند را گوش می کردیم همه نمایندگان کنگره را یک غم فراموش نشدنی گرفته بود و خاطره عزیزی که سخنانش راه گشا بود.

جنبش کارگری کمونیستی و آگاه جامعه، همواره در تاریخ یاد غلام و غلام هایی را که در راه مبارزه برای آزادی و سوسیالیسم جان باخته اند گرامی خواهد داشت.

 

بی شک مردم آزاده و آگاهانه جامعه سوئد، با خواندن این کتاب هر چه بیش تر به ابعاد تروریسم حکومت اسلامی و بی تفاوتی و چشم بستن دولت های اروپایی و اسکاندیناوی از جمله دولت به اصطلاح دمکراتیک سوئد، آگاهی پیدا می کنند. دولت هایی که در جهت منافع اقتصادی و سیاسی و غیره خود، هنگامی که با تروریسم حکومت اسلامی مواجه شده اند بی سر و صدا یا آن ها را اخراج کرده اند و یا به دلیل این که معاملات شان با حکومت اسلامی خدشه دار نشور به فعالیت های تروریستی حکومت اسلامی چشم بسته اند که در مورد سوئد چندین نمونه داریم. عفت قاضی، توسط یک بمب پستی که در صندوق پستی مقابل ویلایش در شهر وستروس سوئد کار گذاشته بودند هنگامی که آن را باز کرد منفجر شد و بر اثر جراحات وارده جان باخت. عفت قاضی همسر امیر قاضی که فعال سیاسی شناخته شده کردستان ایران است. احتمالا هدف تروریست ها همسر عفت بود که او، قربانی شد. می توانست این صندوق پستی را فرزندان آن ها باز کند و قربانی شود. بنابراین، حکومت اسلامی، از کشتن کودکان نیز ابایی ندارد، هم چنان که این حکومت، تنها کشوری در جهان است که کودکان را نیز اعدام می کند.

کامران هدایتی، از اعضای حزب دمکرات کردستان ایران، هنگامی که نامه ای که از طریق پست به خانه اش آمده بود باز کرد به محض این که آن را باز کرد با انفجار مهیبی روبرو شد و جراحات جدی بر چشمان و ریه و صورتش وارد گردید که پس از مدتی او هم جان باخت. طی گفتگویی که با ایشان داشتم ماجرا را چنین تعریف کرد: صبح پستچی نامه ها را از جای پستی در به درون خانه انداخت. آن ها را روی میز آشپزخانه گذاشتم. چون عجله داشتم تا فرزند خود را به کودکستان ببرم آن ها را باز نکردم. فرزندم را به کودکستان رساندم و به خانه برمی گشتم و به محض این که یکی از نامه را که به نظر می رسید یک کتابچه و یا یک نوار صبط صورت درون آن باشد، باز کردم و با انفجار مهیبی روبرو شدم. همسایه پلیس و آمبولاس خبر می کنند و او را غرق در خون به بیمارستان می رسانند.

چند سال پیش از این واقعه نیز اگر اشتباه نکنم در سال های 90، یک پیشمرگ سابق حزب دمکرات کردستان ایران را در منزل خود در یکی از کمون های حومه استکهلم (نی نس هامن) با ضربه چکش کشته بودند که هیچ اثری از قاتلین برجای نمانده بود. اما در تحقیقات پلیس، گفته شد که یک راننده تاکسی، فردی که عجله داشت و خارجی هم بود در همان ساعاتی که این قتل اتفاق افتاده او را به فرودگاه آرلاندا رسانده است.

به این ترتیب، جزیره آرام و دمکرات سوئد، این چند نمونه ترور و صدها تهدید و 10 ها اخراج تروریست های حکومت اسلامی را شاهد بوده است. اما هیچ موقع مقامات امنیتی سوئد به آن بخش از فعالین سیاسی ایرانی ساکن این کشور که در مورد آن ها جاسوسی صورت گرفته و احتمالا در معرض خطر قرار داشته اند، اطلاعاتی و هشداری نداده است.

موقعی که غلام ترور شد پلیس امنیتی مرا خواست و سئوال کرد که آیا به نظر شما این ترورها به استکهلم نیز کشیده خواهد شد؟ من در جواب این سئوال گفتم: چرا این مساله از من سئوال می کنید که در فاصله کوتاهی دو رفیق هم تشکیلاتی من؛ یکی غلام کشاورز در قبرس و دیگر صدیق کمانگر در کردستان عراق ترور شده اند؛ حالا شما انتظار دارید ما در خیابان های استکهلم به دنبال تروریست های اسلامی بگردیم و به شما معرفی کنیم. این کار شماست! نه ما! اگر شما به معنای واقعی دنبال  های حکومت اسلامی هستید نخست رفت و آمدها به سفارت حکومت اسلامی و ارتباطات عوامل این مرکز ترور و جاسوسی را تحت نظر بگیرید و دوم این که عوامل شناخته شده حکومت اسلامی را به این کشور راه ندهید. بعلاوه، گفتم شما یم گویید از برگزرای جلسه ای در سالنی در مدبوریارپلاتسن استکهلم، مطلع بودید که سخنران آن غلام کشاوروز و من (بهرام رحمانی) رییس جلسه اش بودم. شما چگونه از این چنین جلسه ای مطلع شده اید؟ در این جلسه علنی، بیش از دویست ایرانی شرکت کرده بودند. از این مقال امنیتی، سئوالم کردم که مگر شما مسئول حفظ امنیت شهروندان و به ویژه فعالین سیاسی ایرانی در این کشور نیستند؟ تحقیقات شما درباره تروریسم حکومت اسلامی به کجا رسیده است؟ فردا نوبت ترور کیست؟ تاکنون چند پناهنده سیاسی ایرانی در این کشور، توسط تروریست حکومت اسلامی تهدید شده اند؟ و یا خانواده آن ها در ایران تحت فشار قرار داده اند که فلان عضو خانواده شان در سوئد، دست از فعالیت سیاسی علیه حکومت اسلامی بکشد؟ حتی از این مقام امنیتی سوئد سئوال کردم در تظاهرات بیش از پانصد نفره ای که ما در محکوم کردن ترور غلام و صدیق در خیابان ها استکهلم علیه حکومت تروریسم اسلامی برگزار کردیم سه نفر در کنج یکی از کوچه های منتهی به خیابانی که تظاهرات در جریان بود به طور مخفیانه از تطاهرکنندگان فیلم و عکس می گرفتند که مسئولین امنیتی تظاهرات ما، با آن ها درگیر شدند. این افراد به عربی صحبت می کردند و سعی داشتند فرار کنند. سرانجام پلیس سر رسید و آن ها را با خود برد. الان آلبوم عکسی که شما به من نشان دادید عکس یکی از آن ها دیده می شود که می گویید مدت هاست که زیر نظر پلیس امنیتی سوئد است و با سفارت ایران همکاری دارد؟ خوب شما با این ها چه رفتاری دارید؟ جوابش به من این بود که ما به مقامات دولتی اطلاع می دهیم و آن ها تصمیم می گیرد نه ما. دولت نیز در روابط دیپلماتیک با حکومت اسلامی، عمدتا آن ها را از کشور اخراج می کند. تاکید کردم که دلیل اصلی چنین برخوردی با حکومت اسلامی، معاملات نهان و آشکار اقتصادی، سیاسیی و حتی اسلحه است. آن هم معاملات و تجارت پر چرب و نرمی که دولت سوئد با ایران دارد معلوم است که با آن درگیر نمی شود. این هم، یعنی تامین امنیتی جان و زندگی پناهندگان سیاسی ایرانی و غیر ایرانی از تعرض تروریست های دولتی، به ویژه تروریست های حکومت اسلامی ایران در سوئد.

 

در پایان، کتاب دیدار در لارناکا به قلم خانم محلوجیان، جامعه سوئد را هر چه بیش تر به اقدامات تروریستی حکومت اسلامی در کشورهایی چون سوئد، آگاه تر و آشناتر می کند تا احتمالا در صورت لزوم، به زد و بندهای آشکار و نهان دولت سوئد با حکومت تروریستی و آدم کش اسلامی، اعتراض جدی داشته باشند.

من به عنوان یک دوست و هم تشکیلاتی آن دوره غلام، به این تلاش سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خانم محلوجیان ارج می نهم و تشکر می کنم.

علاقه مندان می توانند این کتاب را از کتابخانه ها و کتابفروشی های سوئد تهیه کنند.

 

جمعه هجدهم شهریور 1390 - نهم سپتامبر 2011

 

 

تصویر جلد کتاب دیدار در لارناکا

 

 

لینک های زیر مربوط به برنامه های رادیو پژواک، رادیو سراسری فارسی زبان دولت سوئد، درباره کتاب جدید خانم محلوجیان است:

 

1 - http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=4661135

 

2 - http://sverigesradio.se/sida/default.aspx?programid=2493     

 

 

 

 مافی بڵاوکردنه‌وه‌ی ئه‌م بابه‌ته‌ بۆ مالپه رى ئاشتي پارێزراوه‌ ، به‌‌ هێنانی ناوی سه‌رچاوه‌ که‌ڵک وه‌رگرتن له‌م بابه‌ته‌ ئازاده‌

هرگونه‌ کپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"آشتى"، با درج منبع آزاد است

Home